تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
دست‌هايى كه تا ارنج به نواله آغشته بود من آن را فراموش نمىكنم حركت داد و نزد عثمان آمد و گفت : « تو از انجام توأمان حج و عمره نهى مىكنى ؟ » عثمان گفت : « اين نظر من است » و على خشمگين برون آمد و مىگفت : « لبيّك اللّهم لبيك بحجّه و عمره معاً » يعنى : « لبيّك ، خدايا پذيرفتم و نيت انجام حج و عمره توأمان نمودم » « 1 » و در سنن نسائى ، مستدرك الصحيحين و مسند احمد از سعيد بن مسيّب گويد : « على و عثمان براى حج به راه افتادند و در بخشى از راه كه بوديم ، عثمان از همره تمتّع نهى كرد و على گفت : « هرگاه ديديد حركت كرد حركت كنيد . سپس على و اصحابش لبيك عمره گفتند عثمان آن‌ها را نهى نكرد و على گفت : « آيا اين خبر كه تو از تمتّع نهى مىكنى صحيح است ؟ » عثمان گفت : « آرى » و على گفت : پس نشنيدى كه رسول خدا تمتّع به جاى آورد ؟ » گفت : « چرا » « 2 » » و امام سندى در حاشيه اين حديث گويد : « سخن على كه گفت : « هر گاه ديديد حركت كرد حركت كنيد » مرادش اين بود كه با او حركت كنيد و لبيك عمره بگوئيد تا بداند كه شما سنت را بر قول او مقدم داشتيد و اطاعت از او را در مقابل سنت روا نمىدانيد . » « 3 » اين حديث در مسند احمد با عبارتى ديگر چنين است كه : « عثمان براى انجام حج حركت كرد ، در بخشى از راه به على خبر دادند كه عثمان اصحاب خود را از انجام عمره‌ى تمتع همراه با حج نهى كرده است . على به اصحابش گفت : « هرگاه حركت كرد حركت كنيد ، و بعد على و اصحابش لبيك عمره گفتند و عثمان به
هامش
( 1 ) . موطّأ مالك ، ص 336 ، حديث 40 ، و تاريخ ابن كثير ، ج 5 ص 129 . ( 2 ) . سنن نسائى ، ج 2 ص 15 . مسند احمد ، ج 1 ص 57 ، حديث 402 . مستدرك الصحيحين ، ج 1 ص 472 ، و تاريخ ابن كثير ، ج 5 ص 126 و 129 . ( 3 ) . امام سندى ، ابوالحسن محمد بن عبدالهادى حنفى ساكن مدينه منوره و متوفاى سال 1138 ه - . .