و در اينجا روايات ديگرى است كه مىگويد : « رسول خدا ( ص ) او را براى قضاوت و شرح برخى از احكام آن به يمن فرستاد . » مانند روايت مسند احمد و سنن ابوداود ، باب چگونگى قضاوت ، از على ( ع ) كه گويد :
« رسول خدا ( ص ) مرا براى قضاوت به يمن فرستاد و من گفتم : « يا رسول الله ! مرا به سوى گروهى مىفرستى كه درگيرىها دارند و من از قضاوت چيزى نمىدانم . » فرمود : « خداوند به زودى قلبت را هدايت و زبانت را استوار مىكند . »
و در مسند احمد گويد : « سپس دستش را بر سينهام نهاد و فرمود : « خداوند ثابت و استوارت بدارد . و اگر دو نفر فراروى تو به مخاصمه و دادخواهى نشستند ، هرگز قضاوت مكن تا سخن نفر دوم را همانند سخن اولى بشنوى ، كه اين در تبيين موضوع قضاوت براى تو شايستهتر است . » گويد : « پس از آن هرگز در قضاء ترديد نكردم » « 1 »
راويان برخى از قضاوتهاى آن حضرت در اين سفر را گزيده و روايت كردهاند كه از جمله : « سه نفر از مردم يمن كه در يك طُهر واحد با زنى همبستر شده بودند ، براى مخاصمه و دادخواهى دربارهى فرزند آن زن ، نزد على آمدند و او به دو نفر از آنها فرمود : « فرزند را با رضايت به اين يكى بسپاريد . » آن دو نپذيرفتند . سپس به همان دو نفر فرمود : « فرزند را با رضايت به اين يكى بسپاريد . » آن دو نپذيرفتند و او فرموده : « شما شريكانى ستيزه جوئيد ! من بين شما قرعه مىزنم تا به نام هر كه افتاد ، كودك از آنِ او باشد و دو ثلث ديه ، به نفع دو همراهش ، بر عهده او قرار بگيرد ، و قرعه زد و كودك را به صاحب قرعه داد . خبر آن را كه براى رسول خدا ( ص ) آوردند چنان شاد و خندان شد كه دندانهاى
هامش
( 1 ) . سنن ابوداود ، ج 3 ص 301 حديث 3582 . سنن ابنماجه ، كتاب الاحكام ، حديث 2310 ، و مسند احمد ، ج 1 ص 149 و ص 111 حديث 882 و 84 حديث 636 و 88 حديث 666 . .