آوردند » و گفتهاند : « سپس اهل يمن پىدرپى اسلام آوردند » بنابراين ، پس از آن در يمن جنگى نبود و رسول خدا ( ص ) تنها واليان و مسئولان امور ماليه و از جمله امام على ( ع ) را به يمن گسيل داشت و اين سومين مأموريت امام ( ع ) بدانسو بود كه پيامبر ( ص ) او را براى حكومت و قضاوت و دريافت خمس روانه كرد و در اين بار قضاوتهائى كرد كه سواران به دوردستهايش بردند ؛ و در همين مرحله بود كه آن بسته خاك طلا را براى پيامبر فرستاد و اين طلا از غنايم جنگ نبود ، چون اهل يمن پيش از آن اسلام آورده بودند و پيامبر واليان و قاضيان و مأموران ماليه براى آنها فرستاده بود ، و چون غنايم جنگى را سپاه جنگ كننده پس از پايان جنگى با خود به مدينه مىبرد ، چه سهام خمس آن باشد ، چه بقيه غنايم تقسيم شده بر سپاه ، و ارسال مال در اين حالت ، پيش از بازگشت سپاه به مدينه بىمعنى است ؛ بلكه ارسال چنين مالى بايد از سوى حاكم و كارگزار امور ماليه باشد .
و نيز ، بسته خاك طلا از صدقات هم نبود ، چون ثابت شد كه پيامبر ( ص ) امام را براى كارگزارى صدقات نفرستاد ، و مؤيد آن حكم فقهى امامان اهل البيت ( ع ) است كه تنها « طلا و نقره مسكوك را مشمول حكم زكات مىدانند » « 1 »
همچنين ، آن بسته ، از « جزيههاى » مردم نجران هم نبوده ، چون جزيه آنها منحصر به هزار حُلّه چهل درهمى بوده است ؛ « 2 » بنابراين ، آن بسته يا از خمس معادن بوده يا خمس دستاوردهاى مكاسب .
و بنابر آنچه يادآور شديم ، پيامبر ( ص ) امام ( ع ) را در يان مأموريت براى دريافت خمس به يمن فرستاد ، همانگونه كه دو فرستاده ديگرش : « ابّى و عنبسه »
هامش
( 1 ) . مراجعه كنيد : فصل زكات النقدين در كتابهاى فقهى مكتب اهل البيت همچون مصباح الفقاهه فقيه همدانى ، ص 53 از كتاب الزكاة .
( 2 ) . امتاع الاسماع ، ص 502 . .