اسلام آوردند و على اسلام آنها را به رسول خدا ( ص ) گزارش كرد و آن حضرت با خواندن آن نامه به سجده افتاد و پس از برخاستن فرمود : « سلام بر همدان ! سلام بر همدان . » « 1 »
و در عيون الاثر و امتاع الاسماع ، پس از آن گويند : « فرمود : « سلام بر همدان . » و سه بار آن را تكرار كرد . سپس مردم يمن پىدرپى به اسلام گرويدند . » « 2 »
اين خبرِ يكى از آن دو غزوه بود كه بخارى آن را ناقص آورده و ديگرى تمام ؛ چون در دنباله خبر چيزى است كه مقام صحابى شهير « خالدبن وليد » را در برابر منقبت و شايستگى امام على ( ع ) پائين آورده است ، و امامِ محدثان ، بخارى ، از فرط تعصّب و غيرتى كه به نخبگان و بالا نشينان صحابه دارد ، از يادآورى موضوعى كه حاوى اندك خدشهاى در مقام آنها باشد خوددارى مىكند !
و فشرده خبر غزوه دوم - در شمارش و نه در ترتيبى كه واقدى و مقريزى و ابن سيده آوردهاند - چنين است كه : « رسول خدا ( ص ) على را با سه هزار نفر به سرزمين « مذحج » فرستاد - و سپاه او اولين سپاهى بود كه به اين بلاد وارد شد - او افرادش را به اطراف گسيل داشت و آنها با غنايم و اسيران بازگشتند و بعد ، على با گروهى از آنها روياروى شد و آنان را به اسلام فراخواند كه نپذيرفتند و يارانش را تيرباران كردند . لذا بر آنها يورش برد و بيست تن از سواران آنها را بكشت . بقيه فرار كردند و او دنبالشان نكرد و به اسلامشان فراخواند كه پذيرفتند و عدّهاى از رؤساى آنان براساس اسلام با او بيعت كردند و او غنايم را به پنج قسمت تقسيم كرد و چهار قسمت آن را به افراد سپاهس داد و به سرعت با آنها بازگشت تا رسول خدا ( ص ) را ديدار كند و ابورافع را جانشين خود بر آنها قرار داد و آنها
هامش
( 1 ) . عيون الاثر ، باب سريّة علىبن ابىطالب ، ج 2 ص 272 ، و امتاع الاسماع ، ص 510 .
( 2 ) . اين خبر را ابن كثير در تاريخ خود ، ج 5 ص 105 ، در باب ارسلا علىبن ابىطالب و خالدبن وليد به يمن ، آورده است . .