تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
برداشت و بر دهان نهاد ، پيامبر ( ص ) فرمود : « آن را بيانداز ! آيا نمىدانى كه ما صدقه را نمىخوريم ! » . رسول خدا ( ص ) از اين كه بنىهاشم را متولى امر صدقات كند و آن‌ها از سهم « عاملين عليها » [ / دريافت كنندگان آن ] بهره‌مند شوند ، خوددارى مىفرمود ؛ چنان كه مسلم و احمد و ابوداود و نسائى و ترمذى و ابوعبيد و ديگران روايت كرده و گويند : « ربيعةبن حارث‌بن عبدالمطلب و عباس‌بن عبدالمطلب به يكديگر گفتند : « به خدا خوب است كه اين دو جوان : « عبدالمطلب‌بن ربيعه و فضل‌بن عباس » را نزد رسول خدا بفرستيم تا از او بخواهند كه آن دو را مأمور جمع صدقات كند و آنچه را كه مردم مىپردازند بپردازند و از آنچه بهره‌مند مىشوند بهره گيرند . » راوى گويد : « در آن حال بودند كه علىبن ابىطالب سر رسيد و نزد آن دو ايستاد و موضوع را براى او بيان كردند و علىبن ابىطالب گفت : « چنين نكنيد كه به خدا سوگند نمىكند » ربيعه او را براند و گفت : « به خدا سوگند اين سخن را بخيلانه مىگوئى ؛ در حالى كه تو به دامادى رسول خدا رسيدى و ما بر تو بخل نورزيديم » على گفت : « پس آن دو را بفرستيد » و خود خوابيد . و در روايتى است كه : « على رداى خود را افكند و روى آن خوابيد و گفت : « من ابوالحسنِ رأى استوارم ، به خدا سوگند از جاى برنخيزم تا پسرانتان دست خالى به نزد شما بازگردند » . عبدالمطلّب‌بن ربيعه گفت : « هنگامى كه رسول خدا ( ص ) نماز ظهر را پايان برد ، پيش از او به سوى اطاق رفتيم و نزديك در نشستيم تا آمد و گونه‌هاى ما را
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 185 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى