فرموده : «
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
» : « من تو را پيشواى مردم قرار مىدهم » ولى براى آن شروطى قرار داده و فرموده : «
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
» : « پيمانِ [ امامتِ ] من به ستمكاران نمىرسد ! »
پس ، امامت قرار و پيمانى الهى است كه به ظالمان و ستمگران نمىرسد ، ظالم به خود باشد يا به ديگرى فرق نمىكند ، و با اين تعريف ، « امام » مصطلحى شرعى و نامى اسلامى است .
ششم - امر و اولوالأمر
واژه « امر » در لغت عرب ، عرف مسلمانان و نصوص اسلامى به معناى « ولايت و حكومت بر مردم » به كار رفته است ، ولى واژه « اولوالأمر » را مىتوان [ تنها ] مصطلحى اسلامى به حساب آورد ، چون در قرآن كريم [ نساء / 59 ] به معناى « والى و حاكم بر مردم » آمده است : «
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
» : « خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را اطاعت كنيد و اولى الامر خود را » .
مكتب خلفا و مكتب اهلالبيت در تشخيص « اولى الامر » و « ولى امر » پس از رسولخدا ( ص ) اختلاف نظر دارند ، چون مكتب اهلالبيت مىگويد : « تعيين امام و ولىّ امر پس از رسولخدا ، به خواست خدا و از سوى اوست و پيامبر ( ص ) امت را از آن آگاه مىسازد » و مكتب خلفا مىگويد : « امام و ولى امر با بيعت و چيرگى بر حكومت تعيين مىگردد ، و پس از غلبه و استيلاى بر حكومت ، به هر گونه كه باشد ، اطاعت او واجب است » و بدين خاطر ، از خليفه « يزيد » اطاعت كردند و ذريّه رسولخدا ( ص ) را كشتند و به اسارت گرفتند و مدينه رسولاللّه را بر سپاه خود مباح كردند و بر جاى ماندگان در آن از صحابه و تابعين را كشتند و كعبه را با منجنيق بمباران كردند و پس از همه اين افعال ، همواره تا به امروز او را « اميرالمؤمنين » ناميدند !