تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥

نقد و مناقشه آراى مكتب خلفا درباره خلافت و امامت

نخست - شورى

اولين كسى كه براى اقامه خلافت از « شورى » سخن گفت ، خليفه دوم « عمربن خطاب » بود كه در طرح آن به هيچ دليلى از كتاب و سنت استناد نكرد و تنها به اجتهاد و نظر شخصى خود تكيه نمود . پس ، كسى كه سيره صحابه و آراى ايشان را همرديف كتاب و سنت مىداند و آنها را از مدارك شريعت اسلامى به حساب مىآورد ، مىتواند اين « سنت عمرى » را سند حكم تشكيل خلافت قرار دهد ، با آنكه اين سنت با سنت خود عمر ، و سنت خليفه ابىبكر در شكل‌گيرى اوليه خلافت مخالف است ، خلافتى كه عمر در تعبير و ارزيابى بعدى خود آن را « فلته » يعنى : ناگهانى و نينديشيده خواند . و نيز ، با سنت هر دو خليفه اول و دوم در تشكيل خلافت خليفه دوم عمربن خطاب در تضاد است ؛ چون خليفه اول ، عمر را مستقيما حاكم مسلمانان كرد و هيچ يك از آن دو در اين دو مقام با مسلمانان مشورت نكردند . همچنين ، با سخن خود خليفه عمر نيز مخالف است ، چون گفت : « اگر ابوعبيده زنده بود او را به خلافت برمى گزيدم ، و اگر سالم زنده بود او را برمىگزيدم . پس ، اين قول و آن كردار با التزام به « شورى » در تضاد است ! !