تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

سيف براى معضل مكتب خلفا راه حل مىسازد

در بحثهاى گذشته با چگونگى اقدام علماى مكتب خلفا در كتمان موضوع « وصيت » آشنا شديم ، و چگونگى حذف و تحريف روايات ، سرزنش و تضعيف راويان و استناد كنندگان به آن و تأويل و توجيه نصوص صريحه‌اش را ملاحظه كرديم ؛ با وجود اين ، هيچ يك از آنها ، در اين راه ، به گرد پاى سيف هم نمىرسند ، چون او اين مشكل غامض و پيچيده را از ريشه حل و فصل كرد و با جعل روايات و تحريف حقايق و پرداخت ماهرانه ، آن را - چنان كه در پى مىآيد - به ضد خود تبديل نمود ! الف - طبرى در ابتداى اخبار سال سى و پنجم هجرى از « سيف » و او از « عطيه » و او از « يزيد فقعسى » روايت كند كه گفت : « عبداللّه‌بن سبا يكى از يهود صنعاء و از مادرى سياه‌چُرده بود كه در زمان عثمان اسلام آورد و سپس با سفر به بلاد مسلمين مىكوشيد تا آنها را گمراه سازد . از حجاز شروع كرد و به بصره رفت و از كوفه و شام سر برآورد ، ولى نتوانست كسى را در شام بدام اندازد تا از آنجا بيرونش كردند و به مصر وارد شد و به جمع مردم پيوست و به آنها گفت : « چه شگفت آورند كسانى كه معتقدند عيسى باز مىگردد و بازگشتن محمد را تكذيب مىكنند ، در حالى كه خداى عز و جل مىفرمايد : «
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ
» : « آن كسى كه قرآن را بر تو فرض كرد ، تو را به جايگاه [ و زادگاه ] ت باز مىگرداند » « 1 » و محمد براى بازگشت سزاوارتر از عيسى است ! » راوى گويد : اين سخنان از او نقل شد و وى « رجعت » را براى آنها پايه‌ريزى كرد و آنها به بحث درباره آن پرداختند . سپس بدانها گفت : « هزار پيامبر بوده و هر پيامبرى « وصيّى » داشته است و على « وصىّ محمد »
هامش
( 1 ) - سوره قصص ، آيه : 85