نكرده بلكه براى رسولخدا ( ص ) نيز صحابهاى تراشيده كه خداوند آنها را نيافريده ! و هرچه توانسته و هرچه خواسته براى آنها كرامات و فتوح و كشورگشائى و شعر و مناقب ساخته و پرداخته است ؛ و اين بدانخاطر بوده كه او مىدانسته كه اينان هرچه را كه واجد مناقب هيئت حاكمه باشد ، هرگونه كه باشد ، بدان تمسك مىجويند ، و او نيز هرچه براى خرابكارى و نابودى اسلام مفيد تشخيص داده ، با اعتماد به چنين خُلق و خويى كه در اينان سراغ داشته ، ساخته و پرداخته و رواج داده و به ريش مسلمانان خنديده است ؛ و اينان نيز سيف را در گمانش نوميد نكردند ، و دروغهاى او را در طول سيزده قرن به خوبى رواج دادند ! !
* * * تا اينجا نمونههايى از روايات سيف را كه براى طعن و عيبجويى در اسلام ساخته و پرداخته كرده و در پوشش مناقب بزرگان صحابه و تابعين ، يعنى صاحبان سلطه ، زينت داده ، آورديم . در بخش بعد ، نمونههاى ديگرى از آن را مورد بررسى قرار مىدهيم ؛ رواياتى كه در پوشش حلّ معضل مكتب خلفا در طى قرون ساخته و پرداخته شده است :
شهرت امام على ( ع ) به لقب « وصىّ » و مشكل مكتب خلفا در طى قرون
در مباحث گذشته با چگونگى جدال كلامى هفتصد ساله اين دو مكتب - از عصر امالمؤمنين عايشه تا عصر ابنكثير - پيرامون نصّ « وصى » آشنا شديم . اين جدال بدانخاطر بود كه نصّ « وصيت » مقصود رسولخدا ( ص ) در ساير نصوص را نيز مشخص مىكرد ؛ نصوصى كه با صراحت حق حكومت آلالبيت - از امام على ( ع ) تا امام مهدى ( ع ) - را بيان داشته است ، مانند « حديث غدير » و حديثى كه مىگويد : « على پس از رسولخدا ( ص ) ولى امر و وارث آن حضرت است » و جز اينها . حال آنكه مكتب خلفا اين نصوص را به معناى فضيلت آلالبيت ( ع ) تأويل و توجيه مىكند .