تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
خداوند به وسيله اين كتاب آنها را هدايت نمايد » به او گفته شد : « آيا فضائل معاويه را گردآورى نمىكنى ؟ » گفت : « كدام را گرد آورم ؟ حديث : « اللّهم لاتشبع بطنه » : « خدايا شكمش سير مگردان » را ؟ » كه سؤال‌كننده خاموش شد . و نيز ، از او خواسته شد تا درباره معاويه و فضائل او بگويد كه گفت : « آيا به همين كه سر به سر باشد [ و به حال خود رها گردد ] راضى نمىشود تا برترى گيرد ؟ » كه مورد هجوم واقع شد و پيوسته بر تهيگاهش زدند و لگدكوبش كردند و از مسجد برونش انداختند و به رمله‌اش فرستادند » . « 1 » و حافظ ابونعيم گويد : « نقل شده كه وى به خاطر آن لگدكوب شدن وفات كرد » . و دارقطنى گويد : « در دمشق گرفتار شد و در سال 303 ه - به شهادت رسيد » . آزارديدگان و كشته‌شدگان در راه نشر سنت رسول‌خدا ( ص ) منحصر به نسائى نسيت . ابوذر صحابى نيز ، كه شرح حال او در بحثهاى : « كتمان سنت رسول‌خدا ( ص ) » مىآيد ، همين راه را پيمود و نيز ، علماى ديگرى كه در اين راه به شهادت رسيدند و علامه خبير امينى در كتاب خود « شهداء الفضيلة » برخى از آنها را معرفى كرده است . حال با چنين شرايطى ، كيست كه به خود جرأت دهد و نصوص رسيده از رسول‌خدا ( ص ) در فضائل اهل‌البيت او را روايت كند ؟ چه رسد به نصوص وارده در حق حاكميت اهل‌البيت ( ع ) ! آيا ابن‌كثير حق ندارد كه براى مدارا با خواستاران فضائل معاويه ، روايت نكوهش و بىاعتبارى معاويه را به روايت حاوى فضيلت او در دنيا و آخرت تأويل و توجيه نمايد ؟ ! و آيا با چنين حالتى ، انتشار سنّت رسول‌خدا ( ص ) ممكن مىشود ؟ !
هامش
( 1 ) - تذكره‌الحفاظ ، ص 689 ، و وفيات الاعيان ، ج 1 ص 59 .