تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
همان‌گونه كه ديديم ، علماى مكتب خلفا با انواع انكار ، از تضعيف راوى و راويان گرفته تا سرزنش و نسبت دادن آنها به تشيع و رفض ، احاديث خلاف ديدگاه خود را از اعتبار ساقط كرده‌اند ، كه اين‌گونه انكار از ساده‌ترين راهها در مناظره و احتجاج براى منكران حق است ، و اثبات حق را در چنين حالى بسيار دشوار و ناشدنى مىكند ؛ زيرا منكر حق را مجهز مىكند تا به راحتى بگويد : « اين حديث ضعيف است ، باطل است ، دروغ است » و صاحب حق را وادار مىكند تا پى در پى دليل بياورد و شخص منكر تنها به انكار و عدم قبول مىپردازد ، و اين كار در حقيقتِ خود براى راويان حديث نوعى خودكشى معنوى و ترور شخصيت است . به اضافه آنكه برخى از راويانى كه حديث مخالف مصلحت مكتب خلفا را روايت كرده‌اند ، از حيث شخصى و جسمى نيز ترور و كشته شده‌اند كه ما يك نمونه از آن را ، كه براى يكى از صاحبان صحاح شش‌گانه مكتب خلفا روى داده ، يادآور مىشويم :

د - داستان كشته شدن نسائى يكى از پيشوايان حديث

ذهبى و ابن‌خلّكان در شرح حال « نسائى » و نحوه كشته شدن او گويند : « حافظ و امام و شيخ‌الاسلام ، احمدبن شعيب نسائى پيشواى اهل حديث در عصر خود و صاحب كتاب « سنن » كه در معرفت حديث و برترى اسناد يگانه است ، در مصر سكنى گزيد و يك روز در ميان روزه مىگرفت و شبها به عبادت مىپرداخت . با امير مصر براى جنگ بيرون رفت ولى از شركت در مجالس او و حاضر شدن بر سفره وى دورى مىگزيد . در اواخر عمر براى حج بيرون رفت و به دمشق رسيد و در دمشق به تأليف كتاب خصائص در فضائل على بن ابىطالب و اهل‌البيت پرداخت ؛ كتابى كه بيشتر روايات آن از « احمدبن حنبل » است ولى اين كار او را ناپسند شمردند . خود او گويد : « وارد دمشق شدم و ديدم كه مخالفان على در آن بسيارند ، لذا به تأليف كتاب خصائص پرداختم و اميدوار بودم كه