و هنگامى كه بيمار شد ، وصيت نمود كه پس از او « عبدالرحمنبن عوف قريشى » به خلافت برسد ! « 1 » و چون عبدالرحمن پيش از عثمان وفات كرد و عثمان نيز كشته شد و فرصت آن را نيافت تا يكى ديگر از قريشيان را به خلافت برساند ، مسلمانان زمام امور خويش را در اختيار گرفتند و براى بيعت به سوى امام على ( ع ) شتافتند و سران صحابى قريش ، كه توان اقدام را از كف داده بودند ، پيشدستى كرده و با امام ( ع ) بيعت نمودند .
امام ( ع ) به حكومت رسيد و قريش به تدريج خود را يافت و پس از چهار ماه نيروهاى خود را هماهنگ كرد و « جنگ جمل » را به رهبرى امالمؤمنين عايشه و طلحه و زبير ، بر ضد امام ( ع ) برپا ساخت تا شايد حكومت را از امام ( ع ) بربايد « 2 » و چون توفيق نيافت ، به زمينهسازى « جنگ صفين » پرداخت و براى مشروعيت كار خود در هر دو جنگ ، بين مسلمانان خارج مدينه شايع نمود كه امام على ( ع ) عثمان را كشته و بر حكومت چيره شده است . « 3 »
مسلمانانِ بيرون مدينه نيز كه معارف دينى و اخبار سيره رسولخدا و اهلالبيت و صحابه آن حضرت را تنها از صحابه حاكم بر خود مىگرفتند ، و واليان و فرمانداران حاكم بر آنها همگى از قريش و هم پيمانان و وابستگان ايشان بودند ، و از قرآن و سيره اهل قرآن ، جز آنچه كه سران قريش بدانها مىرساندند ، چيزى نمىدانستند ، و جز آن راهى به معرفت نداشتند ، به قريش امكان دادند تا ديدگاهشان را نسبت به امام على ( ع ) مشوش و وارونه سازد ؛ و فاجعه آنگاه فزونى گرفت كه سپاه معاويه ، پس از ناتوانى در جنگ ، قرآنها را بر نيزهها كردند و امام على ( ع ) و سپاهيانش را به « حَكَميت » قرآن و سپس به
هامش
( 1 ) - مصادر آن پيش از اين آمده است .
( 2 ) - مراجعه كنيد : احاديث امالمؤمنين عايشه ، بخش : جنگ جمل .
( 3 ) - مراجعه كنيد : تاريخ طبرى و ابناثير و ابنكثير ، فصل : اخبار صفين .