مىكردند به مدينه احضار نمود و تحت نظر قرار داد ! « 1 »
و بدينخاطر بود كه عمر هرگاه فرمانداران را به جائى گسيل مىداشت آنها را مشايعت مىنمود و بدانها مىگفت : « . . . تنها به قرآن بپردازيد و روايت از محمّد را به حداقل برسانيد كه من مراقب شما هستم ! » « 2 »
و براساس همين سياست بود كه دو خليفه اول ، ابوبكر و عمر ، هيچيك از بنىهاشم را به فرماندهى سپاه و فرماندارى شهرهاى فتح شده منصوب نمىكردند ! « 3 »
و نيز ، بدينخاطر بود كه خليفه عمر شوراى شش نفره قريش را بهگونهاى ترتيب داد كه عثمان به وسيله عبدالرحمنبن عوف به خلافت برسد ! « 4 »
و در راستاى همين سياست بود كه عثمان ، قرآن كريم را از احاديث تفسيرى رسولخدا ( ص ) جدا ساخت و آن را در مصاحفى چند استنساخ نمود و به مراكز بلاد اسلامى فرستاد و ديگر مصاحف صحابه را كه حاوى قرآن و سخنان تفسيرى پيامبر ( ص ) بود سوزانيد و « عبداللّهبن مسعود » صحابى را كه با سوزانيدن مصاحف مخالفت كرده بود از كوفه احضار و تنبيه نمود و حقوقش را از بيتالمال قطع كرد ! « 5 »
و ابوذر صحابى را ، كه به نشر احاديث رسولخدا ( ص ) در ميان مردم مىپرداخت ، به « ربذه » تبعيد كرد ! « 6 »
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : همين كتاب ج 3 بخش : جلوگيرى از نوشتن حديث در زمان خلفا .
( 2 ) - تاريخ طبرى ، سيره عمر از حوادث سال 20 ه - ، ج 5 ص 19 .
( 3 ) - مروج الذهب مسعودى ، ج 2 ص 321 - 322 ، و مؤيد آن اينكه خلفاى ثلاثه ، احدى از بنىهاشم را به ولايت و فرماندارى منصوب نكردند !
( 4 ) - شرح اين داستان پيش از اين آمده است .
( 5 ) - مراجعه كنيد : القرآن الكريم و روايات المدرستين ، بخش : تاريخ قرآن در زمان عثمان ، و نيز ، مراجعه كنيد : احاديث امالمؤمنين عايشه ، ج 1 ، فصل : على عهد الصهرين .
( 6 ) - مراجعه كنيد : همين كتاب ، بخش : جلوگيرى از نوشتن حديث در زمان خلفا .