نتيجه اين بحث
قريش از اينكه نبوت و خلافت در بنى هاشم جمع شود ناحشنود بود و بدينخاطر تا آنجا كه مىتوانست از نوشتن حديث رسولخدا ( ص ) در حيات آن حضرت جلوگيرى مىكرد تا نصّ صريحى از پيامبر ( ص ) درباره خلافت كسى كه نمىخواستند به خلافت برسد ، نوشته نشود . و نيز ، بر آن بود تا آن بخش از سخنان پيامبر ( ص ) كه در مذمّت سران قريش بود منتشر نگردد . زيرا مىدانست كه اين سخنان سران قريش را از منصب حكومت دور ، و به رقباى آنها از بنىهاشم و انصار فضيلت و برترى مىبخشيد .
و با همين انگيزه بود كه از نوشتن وصيّت رسولخدا ( ص ) در واپسين دم حيات آن حضرت نيز جلوگيرى كردند ! وصيّتى كه دربارهاش فرمود : « پس از آن هرگز گمراه نشويد ! » زيرا قريش بيم آن داشت كه اين نصّ صريح درباره كسى باشد كه بايد پس از پيامبر متولى امر حكومت اسلامى گردد ، يكى از بنىهاشم كه قريش از جمع نبوت و خلافت در خاندان آنها ناخشنود بود ! و باز بدينخاطر بود كه صحابى مشهور قريشى عمربن خطاب و ديگر همفكران مهاجر قريشى او كوشيدند تا پس از رسولخدا ( ص ) تنها با ابوبكر قريشى بيعت شود !
و نيز ، در راستاى همين سياست بود كه ابوبكر تيمى قريشى خلافت را به وسيله عثمان اموى قريشى در دامان يار ديرين خود عمر عدوى قريشى قرار داد ! « 1 »
و به همين خاطر بود كه خليفه عمر از نوشتن حديث رسولخدا ( ص ) و انتشار آن جلوگيرى كرد و آنچه را كه صحابه نوشته بودند سوزانيد و كسانى را كه با او مخالفت كرده و حديث پيامبر ( ص ) را در سرزمينهاى اسلامى خارج مدينه منتشر
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : همين كتاب ، بخش : واقعيت تاريخى تشكيل خلافت .