عداوت و دشمنى امويان و عباسيان با امام على ( ع )
نخست - آل ابىسفيان ، معاويه و يزيد اموى
معاويه كه به خكومت رسيد اساس سياست خويش را بر دو اصل زير قرار داد :
1 - اينكه زمينه خلافت پسرش يزيد را مهيّا سازد ؛ در حالى كه سياست خلفاى پيشين بر آن بود كه خلافت در تيرههاى قريش دست به دست شود و شعارشان اين بود كه : « وَسِّعوها فى قُريش تَتَّسع » : « خلافت را در خانوادههاى قريش بگردانيد تا فراگير شود ! » « 1 »
2 - سياست دشمنى با اهلبيت رسولاللّه ( ص ) به ويژه سيد و سالار آنها امام على ( ع ) را توسعه دهد !
دشمنى معاويه با امام على ( ع ) و ساير بنىهاشم ، در تاريخ بنىنظير است . او ينيان حاكميتش را بر بدگوئى و عيب تراشى در حق آنان و مدح و منقبتسازى
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد ج 2 ص 18 ، و چاپ تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم ، ج 6 ص 43 . دليل روشن اين شعار نيز اقدام قريش در حاكم كردن نوبتى تيرههاى مختلف خويش پس از وفات رسولخداص بود .