پنهان بود آن را مىبوئيديم و جهتيابى مىكرديم تا به نزد آن رسيديم و ديديم صندوق روى آن را كنده و سوزانيده و محل آن را آب بستهاند و جاى خشت و آجرها فرو رفته و همانند خندق شده است . پس ، آن را زيارت كرديم و بر روى آن افتاده و رايحه خوشبوئى از آن استشمام كرديم كه هرگز چنين عطرى نبوئيده بوديم . من به آن عطارى كه همراهم بود گفتم : اين بوى چيست ؟ و او گفت : به خدا سوگند عطرى همانند آن را تا به حال نبوئيدهام ! سپس ( با امام ( ع ) ) وداع كرديم و چند نقطه از اطراف قبر را نشانهگذارى نموديم ، و هنگامى كه متوكل كشته شد ، با گروهى از اولاد ابىطالب و شيعيان اجتماع كرديم و به سوى قبر آمديم و نشانهها را بيرون آورديم و آن را همانند گذشته بازسازى نموديم » .
و نيز گويد : « متوكل « عمر بن فرج رخجى » را والى مكه و مدينه نمود و او « آل ابىطالب » را از ورود در كار مردم بازداشت و مردم را نيز از هديه و احسان بدانها منع كرد ، و اگر باخبر مىشد كه فردى به يكى از آنان چيزى را هديه كرده - و لو اندك - به شدت مجازاتش مىنمود و جريمه سنگينى از او مىگرفت ! تا بدانجا كه بانوان علوى يك پيراهن را به نوبت مىپوشيدند و يكى يكى با آن نماز مىگزاردند و با وصله آن را حفظ مىكردند و بدون پوشش سر و تن به دوك ريسى مىپرداختند ؛ تا آنگاه كه متوكل كشته شد و منتصر متوجه آنها گرديد و احسانشان نمود و اموالى را در بين آنها تقسيم كرد . او در همه حالاتِ خود ، مخالفت و ضدّيت با كارها و افكار پدر را برگزيد تا او را بدنام و خود را پيروز گرداند ! » « 1 »
اينها برخى از آثار سياست خلفاى قريشى بر اهلبيت رسولاللّه ( ص ) در طول آن دوران بود . آثار ديگر را - پس از نتيجهگيرى اين بحث - يادآور مىشويم - انشاءاللّه .
هامش
( 1 ) - همان ، ص 599 ، و همان ترجمه ، ص 552 .