تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
هموار گرديد و آنها دوباره نيز سياست معاويه را درباره امام على ( ع ) ، به گونه‌اى كه مىآيد ، پيروى كردند .

سياست قريش در زمان عبدالملك و پسرش وليد

ابن ابىالحديد از جاحظ روايت كند كه گفت : « عبدالملك مروان با توجه به فضل و درايت و درستى و وزانتى كه داشت ، از كسانى نبود كه فضل و برترى على عليه السلام بر او پوشيده باشد ، و خوب مىدانست كه لعن آشكار على ( ع ) در ملأعام و در دنباله خطبه‌ها و بر فراز منبرها ، چيزى است كه عيب آن دامنگير خودش مىشود و وهن آن در نهايت به خود او باز مىگردد . زيرا ، آنها همه فرزندان عبدمناف بودند و اصل واحدى داشتند . ولى او در پىاستحكام پايه‌هاى حكومت و تاكييد و تثبيت روش اسلاف بود و مىخواست تا مردم باور كنند كه بنىهاشم در ولايت و حكومت سهمى ندارند و سيّد و بزرگ آنان كه به دو صولت و قدرت مىيابند و به افتخار او سرفرازى مىكنند ، حال و روز و وزن و ارزشش چنين است . پس ، كسى كه خود را به دو منسوب مىكند و به راه او مىرود ، از ولايت و حكومت بسى دور تر ، و از رسيدن بدان بسى وامانده‌تر و رانده‌تر خواهد بود ! » و نيز گويد : « سيره‌نويسان روايت كنند كه : « وليدبن عبدالملك » در زمان خلافتش على ( ع ) را ياد كرد و گفت : « لَعَنَهُ اللّهِ كانَ لُصَّ ابن لُصّ » : « لعنت خدا بر او باد كه دزدى دزدزاده بود ! » و آخر كلمه « اللّه » را به جاى ضمّه رفع ، كسره جرّ داد و مردم كه هم از غلط و اشتباه او ، كه از هيچ‌كس سر نمىزد ، به شگفت آمده بودند و هم از نسبت دزدى كه به على ( ع ) داده بود ، گفتند : « نمىدانيم كدام‌يك شگفت‌آورتر است ! » و وليد در سخن گفتنش پر اشتباه بود ! « 1 » »
هامش
( 1 ) - شرح نهج‌البلاغه ابن ابىالحديد ، ج 1 ص 356 ، و چاپ تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم ، ج 4 ص 57 - 58 . عبدالملك مروان در سال 65 هجرى به خلافت رسيد و در سال 86 هجرى وفات كرد و پسرش وليد جانشين او گرديد .