ابن ابىالحديد گويد : « عبداللّهبن زبير دشمن على ( ع ) بود و او را ناسزا مىگفت و حرمتش را مىشكست « 1 » » .
و يعقوبى گويد : « عبداللّهبن زبير به شدت بر بنىهاشم مىتاخت و آشكارا با آنها دشمنى مىكرد تا آنجا كه صلوات بر محمد ( ص ) را از خطبهاش انداخت و چون به او گفته شد : « چرا صلوات بر پيامبر ( ص ) را ترك كردى ؟ » گفت : « او را خانواده بدى است كه با يادش گردنفراز مىشوند و با نام او سربلند مىگردند ! »
ابنزبير ، محمدبن حنفيه ، عبداللّهبن عباس و بيست و چهار نفر از بنىهاشم را بازداشت كرد تا با وى بيعت نمايند . آنها نپذيرفتند و او در حجره زمزم زندانىشان نمود و به خداى يكتا سوگند خورد كه « يا بيعت مىكنند و يا آنها را با آتش مىسوزاند ! » و محمدبن حنفيه به ناچار براى مختاربن ابىعبيد نوشت :
« بسم اللّه الرحمان الرحيم ، از محمدبن على و همراهان او از آل رسولاللّه ( ص ) به مختاربن ابىعبيد و مسلمانان همراه او ، امّا بعد ، عبداللّهبن زبير ما را بازداشت و در حجره زمزم زندانى كرده و به خداى يكتا سوگند خورده كه يا با او بيعت مىكنيم و يا ما را در آن به آتش مىكشد ! پس ، ما را دريابيد ! » و مختار ابوعبداللّه جدلى را با چهار هزار سوار به سوى آنها فرستاد و او وارد مكه شد و حجره را شكست و به محمدبن على گفت : « ابنزبير را به من واگذار ! » و او گفت : « من با كسى كه قطع رحم كرده و پيوند خويشاوندىاش را بريده و خون مرا مباح دانسته ، مقابله به مثل نمىكنم ! « 2 » »
پس از مرگ ابنزبير فضاى جامعه اسلامى براى خلفاى اموى و مروانيان
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 261 . محمدبن حنفيه فرزند امام على بن ابىطالبع در سال 81 هجرى وفات كرد .