فرمان خدا بود و خداوند او را بر سر كافران و منكران حقِ خود فرستاد و وى آنها را به خاطر كفرشان بكشت و آنها نيز بدين خاطر كينه و دشمنىاش را به دل گرفتند و در حالى كه هنوز پسرعمويش رسولخدا ( ص ) زنده بود ، شمشير كينه و حسد را بر ضدّ او در جان خود پنهان داشتند ؟ ! و چون خداوند او را به جوار رحمتش فرا خواند و آنچه نزد خود بود براى وى پسنديد ، مردمانى كينههاى خود را بر ضد او آشكار ساختند و بغض و دشمنى خود را به انجام رسانيدند : برخى از آنها او را از حق ويژهاش دور ساختند و گروهى ديگر توطئه قتل او كردند و برخى به دشنام و تهمتِ ناروايش پرداختند ، و اگر فرزندان و ياورانِ دعوتش را امروز توان و دولتى بود ، استخوانهاى ايشان پراكنده و گورهاى ايشان گسسته و بدنهاى ايشان پوسيده و زندگان ايشان كشته و گردنهاى ايشان خوار و ذليل بود ، و خداوند عزّو جلّ آنها را به دست ما عذاب مىفرمود و خوارشان مىنمود و ما را بر آنها پيروز مىساخت و دلهاى ما را شفا مىبخشيد ، و به خدا سوگند على را دشنام نگويد مگر كافرى كه دشنام رسولخدا ( ص ) را پنهان داشته و از ابراز آن بيمناك است و با دشنام بر على عليه السلام ، رسولخدا ( ص ) را دشنام مىگويد !
آگاه باشيد كه مرگ ، سالمندان شما را نشان كرده است ! آنها كه اين سخن رسولخدا ( ص ) را درباره او شنيدهاند كه : « لا يحبك الا مؤمن ، و لا يبغضك الا منافق » : « [ اى على ! ] تو را دوست ندارد مگر مؤمن ، و دشمنت ندارد مگر منافق ! » «
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
» : « و آنها كه ستم كردند به زودى در مىيابند كه به كجا بازگردانده مىشوند ! « 1 » »
هامش
( 1 ) - شرح خطبه 57 از شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد ، چاپ اول ، ج 1 ص 358 ، و چاپ تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم ، ج 4 ص 61 - 63 . اين روايت را يعقوبى در تاريخ خود ج 2 ص 262 با تفصيل بيشترى آورده است . عبداللّهبن زبير در سال 64 هجرى پس از مرگ يزيد در حجاز و عراق به خلافت برخاست و حكومت او تا سال 67 هجرى كه به دست حجاج كشته شد ادامه يافت .