تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
و سرانجام ، اين حقد و كينه درونى آل ابىسفيان را يزيدبن معاويه ، با كشتن و سر بريدن اهل‌بيت رسول‌اللّه ( ص ) و به اسارت بردن زنان و كودكان آنها ، شفا بخشيد كه مشروح آن در جلد سوّم همين كتاب مىآيد .

سياست عبداللّه‌بن زبير

ابن ابىالحديد گويد : « عمربن شبّه ، ابن‌كلبى ، واقدى و ديگر سيره‌نويسان روايت كنند كه « عبداللّه‌بن زبير در دورانى كه ادّعاى خلافت داشت در چهل نماز جمعه از صلوات بر پيامبر ( ص ) خوددارى ورزيد و گفت : « چيزى از ذكر صلوات بازم نمىدارد مگر مباهات مردانى كه بدان سربلند شوند ! » و گويد : « در روايت محمدبن حبيب و معمربن مثنى آمده است كه گفت : « پيامبر را اهل‌بيت بدى است كه هرگاه نام او برده مىشود ، سر مىجنبانند ! » و نيز گويد : « سعدبن جبير روايت كند كه : « عبداللّه‌بن زبير به عبداللّه‌بن عباس گفت : « اين چه سخنى است كه از تو مىشنوم ؟ ! » ابن‌عباس گفت : « كدام سخن ؟ » گفت : « توبيخ و سرزنش من ! » او گفت : « من از رسول‌خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : « چه بد است كه مرد مسلمان سير شود و همسايه‌اش گرسنه باشد ! « 1 » » ابن‌زبير گفت : « من چهل سال است كه بغض شما اهل اين خانواده را در سينه پنهان دارم ! . . . » و نيز گويد : « عمربن شبّه از سعيدبن جبير روايت كند كه گفت : « ابن‌زبير خطبه خواند و به على ( ع ) اهانت كرد . سخنان او به محمد حنفيه ( ت 81 ه ) رسيد . محمد در حالى كه ابن‌زبير خطابه مىخواند به سوى او آمد و بر فراز كرسى رفت و سخن او را قطع كرد و گفت : « اى گروه عرب ! اين چهره‌ها سياه باد ! در حضور شما به على جسارت مىشود ؟ ! على كه دست خدا بر ضدّ دشمنان خدا ، و صاعقه
هامش
( 1 ) - ابن‌عباس در اين سخن به بخل و خسّت ابن زبير اشاره دارد .
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 410 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى