تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
خويشاوندى ناشدنى ؟ ! » « 1 » . و شريف رضى گويد : آن حضرت را شعرى بدين معناست كه :
« فان كنت بالشورى ملكت امورهم * فكيف بهذا و المشيرون غيّب »
« و ان كنت بالقربى حججت خصيمهم * فغيرك اولى بالنبى و اقرب »
يعنى : « اگر از راه شورى امورشان را بدست گرفته‌اى ، اين چه شورائى است كه مشاوران آن حضور نداشتند . و اگر از راه قرابت بر مخالف استدلال كرده‌اى ، كه غير تو به پيامبر سزاوارتر و مقربتر است » . و جامع‌ترين بيان آن حضرت در اين باره ، بيانى است كه در خطبه « شقشقيه » آمده و فرموده : « اما واللّه لقد تقمّصها ابن ابى قحافة و انّه ليعلم انّ محلّى منها محلّ القطب من الرحى ، ينحدر عنّى السّيل و لايرقى الىَّ الطير ، فسدلت دونها توبا ، وطويت عنها كشحا ، و طفقت أرتئى بين ان اصولَ بيدٍ جزّاء ، او اصبر على طخيةٍ عمياء . . . » « آگاه باشيد ! به خدا سوگند پسر ابوقحافه [ / ابوبكر ] خلافت را جامه خويش كرد ، در حالى كه مىدانست جايگاه من در آن ، جايگاه محور در سنگ آسياست كه سيل معارف از من فرود آيد و هيچ پرنده‌اى بر بلندايم نيايد . پس ، جامه‌اش را رها و كنارش را جدا ساختم و با خود انديشيدم كه آيا با دست خالى يورش برم ، يا بر ظلمتى كور شكيبائى ورزم ، ظلمتى كه ميانسالان را فرتوت و
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، حكمت شماره 185 .
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 271 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى