تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
بفرمود تا يك جريب گندم بياوردند و خمير كرد و بپخت و به روغن آغشته كرد . آنگاه سى مرد را بخواند و از آن ناهار خوردند تا سير شدند . سپس همان كار را براى شام كرد و گفت : براى هر مردى در ماه جريبى كفايت است و از آن پس براى يك مرد و يك زن و يك برده ماهانه دو جريب قرار داد . عبد الله بن صالح گويد مردم به يك ديگر نفرين كرده مىگفتند : خداوند دو جريبت را بستاند . مراد آن بود كه با مردنت سهم دو جريب بر تو قطع شود و آن مثال تاكنون نيز بر زبان مردم باقى است . ابو عبيد از ابو يمان و او از صفوان بن عمرو و او از ابو الزاهريه حكايت كرد كه ابو درداء گفت : چه بسيار آئينهاى خردمندانه و داهيانه كه عمر در امت محمد صلى الله عليه و سلم پديد آورد كه سنت دو مدى و دو قسط از آن گونه است . ابو عبيد از سعيد بن ابى مريم و او از ابى لهيعه و او از قيس بن رافع نقل كرد كه گفت : سفيان بن وهب را شنيدم كه مىگفت : عمر به يك دست مدى و به دست ديگر قسط را نگاه داشته گفت : من براى هر انسان دو مدى گندم و دو قسط روغن و دو قسط سركه در هر ماه مقرر داشته‌ام . مردى گفت : براى بردگان نيز ؟ گفت : آرى ، بندگان نيز . هشام بن عمار از يحيى بن حمزه و او از تميم بن عطيه و او از عبد الله بن قيس حكايت كرد كه عمر بن خطاب بالاى منبر رفت و خداى را شكر گزارد و ثنا گفت . سپس گفت : ما براى شما عطايا مقرر داشتيم و رزق ماهانه برقرار كرديم . در آن حال مدى و قسط در دستانش داشت . هم او گفت كه عمر آنها را تكان داد و گفت : هر كس از سهم آنان كم كند خداوند او را چنين و چنان كند و او را نفرين كرد . ابو عبيد از ابن ابى زائده و او از معقل بن عبيد الله روايت كرد كه عمر بن عبد العزيز اگر كسى مستوجب عطاء مىشد و
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 642 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل