سپس مىمرد عطاى او را به ورثهاش مىداد .
عفان و خلف بزار و وهب بن بقيه از يزيد بن هارون و او از اسماعيل بن ابى خالد و او از قيس بن ابى حازم روايت كرد كه پس از مرگ عبد الله بن مسعود ، زبير بن عوام به عثمان بن عفان گفت :
عطاى عبد الله را به من ده زيرا كه عيالش از بيت المال به آن عطا مستحقتراند . پس پانزده هزار به وى بداد . يزيد به نقل از اسماعيل گويد : زبير وصى ابن مسعود بود .
ابن ابى شيبه از عبيد الله بن موسى و او از على بن صالح بن حى و او از سماك بن حرب حكايت كرد كه مردى از قبيلهيى هشت ماه از سال گذشته بمرد و عمر دو سوم عطاى او را بداد .
امر خاتم
عفان بن مسلم از شعبه و او از قتاده روايت كرد كه گفت :
انس بن مالك را شنيدم كه مىگفت : چون رسول الله ( ص ) خواست نامهيى به پادشاه روم نويسد وى را گفتند روميان نامهيى را كه مهر نشده باشد نمىخوانند . و گفت : پس رسول الله ( ص ) خاتمى از نقره بساخت ، كه گوئى هم اكنون سفيدى آن را بر دستش مىبينم ، و بر آن خاتم نقش محمد رسول الله بود .
ابو ربيع سليمان بن داود زهرانى از حماد بن زيد و او از ايوب واو از نافع و او از ابن عمر روايت كرد كه رسول الله ( ص ) انگشترى از نقره بساخت و نگين آن را در طرف كف دستش قرار داد . محمد بن حيان حيانى از زهير و او از حميد و او از انس بن مالك نقل كرد كه انگشتر رسول الله ( ص ) به تمامى از نقره بود و نگينش نيز از جنس انگشترى بود . عمرو ناقد از يزيد بن هارون و