او از ابن عمر روايت كرد كه عمر براى نوزادان پيش از ترك شيرخوارى فرضى معين نمىكرد و سپس منادى ندا داد كه در كار از شير گرفتن فرزندانتان شتاب مكنيد زيرا كه ما براى هر نوزادى در اسلام فرضى معين مىكنيم . عمرو ناقد از احمد بن يونس و او از زهير بن معاويه و او از ابو اسحاق روايت كرد كه جدش بر عثمان گذشت و عثمان از وى پرسيد : اى شيخ چند عيال دارى ؟ گفت :
فلان تعداد . گفت : براى خود و عيالت هر يك صد مقرر داشتيم .
ابو عبيد به نقل از مروان بن شجاع جزرى مرا حكايت كرد كه گفت : عمر بن عبد العزيز براى من پس از ترك شير خوارى ده دينار معين كرد . ابراهيم بن محمد شامى از عبد الرحمن بن مهدى و او از سفيان ثورى و او از ابو الجحاف و او از مردى از طايفهء خثعم روايت كرد كه گفت : مرا كودكى به دنيا آمد و او را نزد على آوردم و على برايش صد معين كرد .
عمرو ناقد از عبد الرحمن بن مهدى و او از سفيان و او از عبد الله بن شريك و او از بشر بن غالب روايت كرد كه حسين بن على - و يا بنا به ترديد عمرو حسن بن على - از عمر پرسيد سهم نوزاد ، كى واجب مىشود ؟ گفت : هر وقت كه بانگ گريه بلند كند .
عمرو ناقد از سفيان بن عيينه و او از عمرو بن دينار و او از حسن بن محمد حكايت كرد كه سه تن از بردگان بنو عفان در جنگ بدر شركت داشتند و عمر به هر يك از ايشان همه ساله سه هزار درهم مىداد . ابو عبيد از ابن عدى و او از سفيان و او از زهير بن ثابت و او از ابن ابى ذئب و او از ذهل بن اوس نقل كرد كه كودكى سر راهى نزد على آوردند و او براى وى يكصد مقرر داشت .
عمرو و قاسم بن سلام از احمد بن يونس و او از زهير روايت كرد - و نيز عبد الله بن صالح مقرى از زهير بن معاويه و او از ابو اسحاق و او از حارثة بن مضرب نقل كرد - كه عمر بن خطاب
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 641
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٦٤١