بودند فرود آمد و با آنان بجنگيد و منهزمشان كرد لكن نگذاشت كه سپاهيان به دنبالشان روند . سپس بار ديگر با تركان مصاف داد و آنان وى را هزيمت كردند و از يارانش بسيارى كشته شدند و سعيد نصر بن سيار را ولايت داد . شاعرى درباره سعيد گويد :
به جنگ دشمنان مىرفتى و دل مشغول لعب داشتى شمشير در غلاف و ذكر بر كشيده داشتى گروهى از بزرگان خراسان نزد مسلمه آمدند و از سعيد شكوه كردند . مسلمه او را عزل كرد و سعيد بن عمر جرشى را بر خراسان گمارد . سعيد چون به خراسان رسيد كاتب خويش را بفرمود تا فرمان ولايت وى را قرائت كند و او در خواندن خطا مىكرد . سعيد گفت : اى مردم امير از اشتباهاتى كه هم اكنون مىشنويد برى است .
وى رسولانى نزد مردم سغد فرستاد و آنان را به بازگشت و مراجعت به اطاعت دعوت كرد و به جنگ با ايشان دستنيازيد لكن هنگامى كه رسولانش بيامدند و او را از باقى بودن سغديان بر مخالفت با وى آگاه ساختند ، بر آنان بتاخت . قريب ده هزار تن از فرمانرواى خود جدا شدند و چون مايل به اطاعت بودند از سپاه وى كناره گرفتند . جرشى تمامى دژهاى سغد را بگشود و به پيروزيهاى شايانى بر دشمن نائل آمد .
يزيد بن عبد الملك ، هشام بن عبد الملك و پس از وى وليد بن يزيد را ولى عهد خود قرار داد و چون يزيد بن عبد الملك بمرد هشام بر سر كار آمد و عمر بن هبيرهء فرازى را بر عراق گمارد و او جرشى را عزل كرد و ولايت خراسان را به مسلم بن سعيد داد . مسلم به جنگ افشين رفت و با او به شش هزار رأس مصالحه كرد و قلعهاش را به وى سپرد و به مرو رفت . وى نصر بن سيار را والى طخارستان
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 596
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥٩٦