تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
در جنگ بود تا به دفع آنان توفيق يافت . آنگاه به هشام نامه‌يى نوشت و از او يارى خواست . هشام عمرو بن مسلم را با ده هزار مرد از اهل بصره و عبد الرحمن بن نعيم را با ده هزار تن از مردم كوفه و سى هزار نيزه و سى هزار سپر براى وى بفرستاد و دستش را در كار عطايا باز گذارد و او براى پانزده هزار تن عطايا مقرر داشت . جنيد غزواتى بكرد و داعيان بنى هشام در ولايت او همه جا رفتند و كار ايشان بالا گرفت . جنيد در مرو وفات يافت و هشام عاصم بن عبد الله بن يزيد هلالى را بر خراسان ولايت داد . ابو عبيده معمر بن مثنى گويد برخى نواحى طخارستان شورش كردند و جنيد بن عبد الرحمن آن نواحى را بگشود و به صلح و مقاطعه‌يى « 1 » كه از پيش وجود داشت باز گردانيد . گويد : نصر بن سيار در ايام مروان بن محمد به غزاى اشروسنه رفت لكن نتوانست كارى از پيش برد و چون عباس و خلفاى پس از وى بر سر كار آمدند عمال خود را گسيل مىداشتند و ايشان از حدود و نواحى دشمن مىكاستند و با آن گروه از اهل ذمه كه بيعت خويش زير پا نهاده و نقض عهد كرده بودند به محاربت مىپرداختند ، و كسانى را كه از اجراى عهد صلح امتناع داشتند به زور جنگ به صلح باز مىگردانيدند . گويند : چون مأمون به خلافت رسيد سپاهيانى را به غزاى سغد و اشروسنه و آن گروه از اهل فرغانه كه نقض عهد كرده بودند فرستاد و مدتى كه در خراسان بود و نيز پس از آن به جنگ و تاخت و تاز بر ايشان ادامه داد . مأمون ، ضمن اعزام سپاه ، با آنان مكاتبه نيز مىكرد و ايشان را به اسلام و فرمانبردارى مىخواند و تشويق مىكرد .
هامش
( 1 ) . دربارهء مفهوم مقاطعه به زير نويس صفحهء 114 رجوع شود .