تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
ابى اسود بر بنو تميم در خراسان رياست داشت . قتيبه وى را از اين سمت معزول كرد و مردى از طايفهء بنو ضرار ضبى را بر ايشان گمارد . هنگامى كه قتيبه بنو اهتم را به قتل رسانيد ، وكيع گفت : خدا مرا بكشد اگر او را نكشم ، و مردمان او را در نماز ظهر و عصر نديدند و به وى گفتند : تو نماز نخواندى . گفت : چگونه براى خدائى نماز بخوانم كه قتيبه جماعتى از ما را ، كه همه كودك بودند ، بكشت و او بر وى خشم نگرفت . ابو عبيده گويد : قتيبه به غزاى شهر فيل رفت و آن را بگشود . پيش از آن امية بن عبد الله بن خالد بن اسيد آن بلد را فتح كرده بود ولى مردمش سر از طاعت برداشته بودند . يزيد بن مهلب قصد ايشان كرده لكن كارى از پيش نبرده بود . از اين روى كعب اشقرى چنين گفت : فيل منقاد تو شد و اين به حق بود زيرا كه آن ناپختهء لافزن نيز پيش از تو قصد آن ديار كرده بود منظور يزيد بن مهلب است . گويند : چون عمر بن عبد العزيز نيز به خلافت رسيد به پادشاهان ما وراء النهر نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد و برخى از ايشان مسلمان شدند . عامل عمر بر خراسان جراح بن عبد الله حكمى بود . وى مخلد بن يزيد و عمال يزيد را بگرفت و در زندان افكند و عبد الله بن معمر يشكرى را به ما وراء النهر فرستاد . عبد الله به اعماق بلاد دشمن رفت و عزم آن كرد كه به چين رود . لكن در محاصرهء تركان افتاد و با دادن فديه خود را رها ساخت و به شاش رفت . عمر خراج را از خراسانيانى كه مسلمان شده بودند برداشت و براى هر كسى كه اسلام آورد عطائى تعيين كرد و مهمانسراها بساخت .