قثم بن عباس بن عبد المطلب با سعيد بن عثمان همراه بود و در سمرقند وفات يافت و به قولى در آنجا به شهادت رسيد هنگامى كه خبر مرگ وى را به عبد الله بن عباس دادند گفت : ميان زادگاه و گورش چه فاصلهء دورى است ! و سپس به خواندن نماز پرداخت . چون از وى سبب پرسيدند ، گفت : مگر نشنيدهايد كه پروردگار گويد :
و استعينوا بالصبر و الصلاة و انها لكبيرة الا على الخاشعين . « 1 » عبد الله بن صالح از شريك و او از جابر و او از شعبى روايت كرد كه قثم در خراسان بر سعيد بن عثمان وارد شد و سعيد به وى گفت :
هزار سهم از غنائم به تو خواهم داد . گفت : نى ، بل سهمى به خاطر خودم و سهمى براى اسبم ده . هم او گويد كه سعيد گروگانهائى را كه از سند گرفته بود با خود به مدينه برد و جامهها و كمربندهاى ايشان را به موالى خود داد و جبههاى پشمين بر آنان بپوشانيد و به كار آبيارى و دولابها و فعلهگى گمارد . پس ايشان به مجلس او اندر شدند و بر او تاخته كارش بساختند و آنگاه خود را نيز بكشتند . مالك بن ريب دربارهء سعيد گويد :
در جنگ سغد ايستاده بر خود همى لرزيدى از بيم ، تا بدانجا كه از ياريت اميد بريدم خالد بن عقبة بن ابى معيط گويد :
هان ، كه بهترين مردمان چه از جهت خويش و چه از سوى پدر سعيد بن عثمان بود كه به دست عجمان قتيل شد .
هامش
( 1 ) . يارى خواهيد به شكيبائى و نماز و شكيبائى و نماز كردن بارى گران است و شغلى بزرگ مگر بر فرو شكسته دلان و تيمارداران ( سورهء بقره ، آيه 45 ) .