تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
اگر كه مصائب ايام به هلاكت رساند سعيد را ، مگر كس ديگرى در جهان به سلامت همىماند ؟ سعيد در كار شريك خويش در امر خراج خراسان حيله كرده و از او مالى بگرفته بود ، و معاويه كس فرستاده بود كه در حلوان او را ديده و مال از او بستانده بود . شريك سعيد ، اسلم بن زرعه و به قولى اسحاق بن طلحة بن عبيد الله بود . معاويه از سرپيچى سعيد هراسيده و با شتاب او را معزول داشته بود . آنگاه معاويه عبد الرحمن بن زياد را بر خراسان گمارد . وى از جملهء اشراف بود و تا هنگام مرگ معاويه بر آن سمت باقى بود . سپس يزيد بن معاويه ، سلم بن زياد را ولايت داد و اهل خارزم به چهار صد هزار با وى صلح كردند و آن مال را براى وى بياوردند . سلم همراه زن خويش ام محمد كه دختر عبد الله بن عثمان بن ابى العاصى ثقفى بود از نهر گذشت و او نخستين زن عرب بود كه از نهر عبور داده مىشد . سلم به سمرقند آمد و اهل شهر ديه هزار تن را به وى ادا كردند . براى وى پسرى زاده شد كه او را سغدى ناميد . زن وى از زن حكمران سغد زيور وى را به عاريت گرفت و سپس به وعده وفا نكرد و آن را بربود . سلم بن زياد هنگامى كه در سغد بود سپاهى را به خجنده فرستاد . اعشى همدان در اين سپاه بود و ايشان هزيمت يافتند و اعشى چنين گفت : اى كاش سوارانم در خجند نمىگريختند ، و در آوردگاه ، غارت شده ، همىفتادم و مرغان بر جسدم گرد مىآمدند و من آغشته به خون سوى خالق همىشتافتم