تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
قيس بن ثعلبة بن عكابه و از عشيرهء مراثد بن ربيعه به ابن خازم پيام داد : فرمانى كه تو با خوددارى اگر نويسنده‌اش مىتوانست در خراسان بماند خود از آنجا نمىرفت و تو را نمىفرستاد . آنگاه سليمان بيامد و در مشرعهء سليمان منزل كرد و ابن خازم نيز در مرو فرود آمد و آن دو بر اين كار اتفاق كردند كه به ابن زبير نامه‌يى نويسند و بپرسند كه كدام يك را به امارت مىگمارم و هم او امير باشد . پس چنان كردند و ابن زبير عبد الله بن خازم را بر خراسان گمارد . شش ماه بعد فرمان وى را عروة بن قطبه بياورد ، لكن سليمان از پذيرش آن اباء كرد و گفت : ابن زبير خليفه نيست و مردى خانه‌نشين است . پس ابن خازم با شش هزار تن به جنگ وى رفت و سليمان پانزده هزار تن به همراه داشت . سليمان كشته شد ، او را قيس بن عاصم سلمى به هلاكت رسانيد و سرش را ببريد . تنى چند از ياران ابن خازم نيز كشته شدند . شعار ابن خازم چنين بود : سوگند به حم « 1 » كه پيروز نخواهند شد ، و شعار سليمان اين بود : اى نصرت خداوندى نزديك شو . بقية السيف سپاه سليمان نزد عمر بن مرثد به طالقان رفتند و ابن خازم سوى وى شتافت و بجنگيد و او را بكشت . جماعت ربيعه به هراة نزد اوس بن ثعلبه رفتند و ابن خازم پسر خود موسى را به جاى خويش نهاد و سوى اوس شتافت . ميان ياران آن دو جنگهائى رخ داد و تركان اين وضع را غنيمت شمرده به تاخت و تاز پرداختند و تا نزديكى نيسابور بيامدند . ابن خازم با دسيسه به اوس زهر خورانيد و او بيمار شد . چون براى جنگيدن گرد آمدند ابن خازم ياران خويش را ترغيب كرده مىگفت : كارى
هامش
( 1 ) . منظور دو حرف حاء و ميم در آغاز سورهء الاحقاف است . اين شعار ( حم لا ينصرون ) از پيامبر ( ص ) تقليد شده است كه شبى در جنگ احزاب دستور داده بود اگر شبيخونى صورت گيرد لشكريان چنين شعارى را به كار برند ( زمخشرى : كتاب الفائق ) .