ابو عبيده گويد : ابن عامر بخشهاى نرسيده به نهر را بگشود و چون خبر به اهل ما وراء النهر رسيد از او خواستند كه با ايشان صلح كند و او چنان كرد و گويند كه از نهر بگذشت و موضع به موضع بيامد ، و به گفتهيى ديگر اهل محل نزد وى آمدند و با او صلح كردند و ابن عامر كسانى را گسيل داشت تا اموال را بستانند .
چارپايان و دختران و پسران و ابريشم و جامهها برايش بياوردند و او به شكرانهء پروردگار محرم شد . كس ديگرى خبر عبور وى از نهر و مصالحهاش را با مردم جانب خاورى را ذكر نكرده است .
گويند : ابن عامر براى حج عمره بيامد و نزد عثمان رفت و قيس بن هيثم را به جاى خويش نهاد . قيس روانه شد و به سرزمين طخارستان آمد و به هيچ بلدى پاى ننهاد مگر آن كه اهل بلد با وى صلح كرده از در طاعت درآمدند ، تا به سمنجان رسيد . در آنجا مردم حصار گرفتند و او ايشان را در محاصره داشت تا آن بلد را به عنوه بگشود . بنا به گفتهيى ابن عامر خراسان را به سه تن سپرد :
احنف بن قيس و حاتم بن نعمان باهلى و قيس بن هيثم . ولى خبر نخست استوارتر است .
آنگاه ابن خازم فرمانى از زبان ابن عامر جعل كرد و توليت خراسان را بر عهدهء خويش گرفت . جماعاتى از تركان براى مقابله با وى در خراسان گرد آمدند و او ايشان را پراكنده ساخت و سپس قبل از كشته شدن عثمان به بصره آمد .
حسين بن اسود از وكيع بن جراح و او از ابن عون و او از محمد بن سيرين روايت كرد كه عثمان بن عفان عهدى براى مردم ما وراء النهر ببست . گويند : ماهويه مرزبان مرو در زمان خلافت على ابن طالب نزد وى كه در كوفه بود آمد . او نامهيى به دهقانها و اسواران و
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 568
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥٦٨