حرثان از طايفهء بنو عدى بن كعب بن لؤى بر كورههاى دجله گمارده بود و او همان است كه گويد :
كو آنكه اين پيام از من به حسناء برد كه يارش در ميسان از شيشه و كوزه همىنوشد هر گه كه خواهم دهقانان قريه نغمه سر مىدهند و رقاصهيى « 1 » بر پنجهها رقصد به هر شيوهيى شايد امير المؤمنين را خوش نيايد كه ما در كوشك كهنهيى با يك ديگر هم صحبتى كنيم چون اين شعر به سمع عمر رسيد گفت : آرى ، به خدا كه مرا خوش نيايد و او را معزول داشت . داماد بنى غزوان ، مجاشع بن مسعود سلمى بود كه دختر عتبة بن غزوان را به زنى داشت و بر ارض بصره و صدقات آن گمارده بود . شبل بن معبد بجلى احمسى توليت دريافت غنائم را داشت و ابن محرش ابو مريم حنفى والى رامهرمز بود .
عوسجة بن زياد كاتب گويد كه رشيد ، ارض اهواز را به مزارعه به عبيد الله بن مهدى داد و در آن خصوص شبهه حاصل شد و جمعى شكايت به مأمون بردند . وى بفرمود تا در آن كار بنگرند و مداقه كنند ، پس آنچه محل شبهه نبود تنفيذ شد . و آن قسمت كه مورد شك بود مشكوك فيه خوانده شد كه همان قسمت به اهواز معروف است .
هامش
( 1 ) . مراد رقاصهيى است كه دقك يا دايره زنگى به دست دارد و حين رقصيدن آن را به صدا در مىآورد .