تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
به فارس رود و او برادر خود مغيره ، و به قولى حفص بن عاصى را كه مردى صاحب رأى بود به جاى خويش گمارد و به توج رفت و در آنجا منزل گزيد و از آن بلد به غزا مىرفت و به همان جا باز مىگشت . عمر به ابو موسى كه در بصره بود نامه‌يى نوشت و بفرمود تا عثمان بن ابى العاصى را پشتيبانى و يارى كند . وى از بصره به غزاى فارس مىرفت و سپس به همان جا باز مىگشت . عثمان بن ابى العاصى ، هرم بن حيان عبدى را به قلعه‌يى به نام شبير فرستاد و او آن دژ را پس از محاصره و جنگ به عنوه بگشود . برخى گويند كه هرم دژ ستوج را به عنوه فتح كرد و عثمان به جره از كورهء سابور آمد و پس از آن كه اهل بلد با وى نبرد كردند آن را به صلح و به شرط پرداخت جزيه و خراج و راهنمائى مسلمانان فتح كرد . عثمان بن ابى العاصى كازرون را در كورهء سابور فتح كرد و بر ارض كازرون چيره شد . هم او نوبندجان از كورهء سابور را بگشود و بر آن غلبه كرد . ابو موسى و عثمان بن ابى العاصى در پايان خلافت عمر مجتمع شده ارجان را به صلح و به شرط پرداخت جزيه و خراج بگشودند و شيراز را كه جزء سرزمين اردشير خره است بر اين قرار گشودند كه مردمش ، جز آنان كه خواهند جلاى بلد كنند ، ذمى شوند و خراج پردازند و كشته نشوند و به بردگى گرفته نشوند . آن دو سينيز در سرزمين اردشير خره را فتح كردند و مردمش را براى كشت اراضى به جاى نهادند . عثمان دژ جنابا را به امان بگشود و به درابجرد آمد كه سرچشمه و پايگاه علم و دين اهل فارس بود و ولايت شهر را هربذ داشت . هربذ با مالى كه به عثمان داد و بر اين قرار كه نمونهء مردم درابجرد بر ديگر مردم فارس نيز كه بلادشان گشوده مىشود به اجراء درآيد ، با وى صلح كرد . جمعى در ناحيه جهرم براى مقابله با وى گرد آمدند و