تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
صلح گشوده شد و سپس اهل آن كافر شدند . پس مهاجران بدان ديار شتافتند و جنگجويانش را بكشتند و كودكان را به بردگى گرفتند و آنان همچنان در دست صاحبان خود مىبودند تا آنكه عمر نوشت هر چه را در تصرف داريد رها كنيد . گويد : ابو موسى به جنديسابور رفت و اهل آن شهر در هراس افتاده امان خواستند . وى با ايشان صلح كرد بر اين قرار كه احدى به قتل نرسد و به بردگى برده نشود و اموال آنان - جز جنگ افزار - مصون ماند . سپس جمعى از اهل جنديسابور به كلبانيه روى آوردند . ابو موسى ربيع بن زياد را گسيل داشت و او آنان را بكشت و كلبانيه را فتح كرد . اسواران امان خواستند و ابو موسى ايشان را امان داد و آنان اسلام آوردند . به قولى آن جماعت قبل از اين تاريخ امان يافته به ابو موسى پيوسته بودند و در نبرد تستر نيز شركت داشتند . و الله اعلم . عمر بن حفص عمرى از ابو حذيفه و او از ابو الأشهب و او از ابو رجاء روايت كرد كه ربيع بن زياد ثيبان را به دستور ابو موسى به عنوه بگشود و سپس اهل آن جانب غدر پيش گرفتند و منجوف بن ثور سدوسى آن بلد را فتح كرد . هم او گويد : از جمله بلادى كه عبد الله بن عامر بگشود بلاد سنبيل و زط بود . اهل اين دو بلد كافر شده و جمعى از اين كردار به ايشان پيوسته بودند . عبد الله ايذج را پس از نبردى شديد بگشود و ابو موسى سوس و تستر و دورق را به عنوه فتح كرد . مدائنى گويد : ثات بن ذى الحرهء حميرى قلعهء ذو الرناق را بگشود . مدائنى از شيوخ خود و عمر بن شبه از مجالد بن يحيى روايت كردند كه مصعب بن زبير مطرف بن سيدان باهلى از طايفهء بنو جاوه را رئيس شرطهء خود كرد و آن هنگامى بود كه از سوى برادرش عبد الله بن زبير بر عراق ولايت داشت . مردى از طايفهء بنو عائش بن
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 533 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل