به بثق شيرين متصل كرد . و گويد كه سليمان آنچه را يزيد بن مهلب از بطيحهها احياء كرد اقطاع وى قرار داد و يزيد شرقى و جبان و خست و ريحيه و مغيرتان و قسمتهاى ديگرى را كشت و زرع كرد و جملگى به صورت ملك شخصى درآمد . آنگاه اين املاك را يزيد بن عبد الملك ضبط كرد و سپس هشام پسرش آنها را به اقطاع سپرد و پس از او باز مورد تملك قرار گرفت .
قحذمى گويد : حجاج عباسان را به اقطاع به خيره دختر ضمرهء قشيريه زن مهلب داد و يزيد بن عبد الملك آن را ضبط كرد و به اقطاع به عباس بن وليد بن عبد الملك سپرد . سپس بار ديگر ضبط شد و ابو العباس آن را به اقطاع به سليمان بن على داد . گويد : قاسميه از جمله زمينهاى بىآب بود و قاسم بن سليمان آزاد كردهء زياد نامهيى بساخت و مدعى شد كه آن را يزيد بن معاويه نوشته و آن ملك را به اقطاع به وى داده است . خالديه از آن خالد بن صفوان بن اهتم بود و پيش از آن به قاسم بن سليمان تعلق داشت .
مالكيه به مالك بن منذر بن جارود و حاتميه به حاتم بن قبيصة بن مهلب متعلق بود .
جمعى از مردم بصره مرا گفتند كه عدى بن ارطاة به عمر بن عبد العزيز نامه نوشت و به اهل بصره نيز بفرمود تا نامههايى در باب حفر نهرى براى خويش بنويسند . پس وكيع بن ابى سود تميمى نوشت : اگر براى ما نهرى حفر نكنى بصره نمىتواند قابل سكونت براى ما باشد . به قولى عدى اين كار را براى نزديك شدن به بهز بن يزيد بن مهلب كرد و در اين مقوله براى وى سودمند واقع شد .
گويند : عمر پاسخ داد و او را مأذون داشت كه نهرى حفر كند و او نهر عدى را بكند و مردمان به تماشاى آن برون آمدند . عدى حسن بصرى را سوار درازگوشى كرد كه خود بر آن سوار بود و خويشتن پياده روان شد .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥١٦