تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
جندلان به عبيد الله بن جندل هلالى تعلق داشت و نهر توت اقطاعى عبد الله بن نافع بن حارث ثقفى بود . قحذمى گويد : نهر سليمان بن على از آن حسان بن ابى حسان نبطى بود و نهر غوثى تحت توليت مردى به نام غوث قرار داشت كه صاحب مسلحه بود و نهر به نام او خوانده شد . برخى گويند كه اين نهر به عنوان شاخهء كمكى مرغاب كنده شد و از اين رو آن را غوث خواندند . ذات الحفافين كه به نهر معقل و دجله راه داشت ، از آن عبد الرحمن بن ابى بكره بود و آن را عربى التمار آزاد كردهء امة الله دختر ابو بكره خريدارى كرد . نهر ابو سبرهء هذلى اقطاعى وى بود ، و ملك اقطاعى حربانان از آن حرب بن عبد الرحمن بن حكم بن ابى العاصى ، و ملك حباب از آن حباب بن يزيد مجاشعى بود . نهر جعفر به جعفر آزاد كردهء سلم بن زياد تعلق داشت و مشمول خراج بود و بثق شيرين به شيرين همسر كسرى پسر هرمز متعلق بود . قحذمى و مدائنى گويند : مهلبان كه در ديوان به ملك اقطاعى عمر بن هبيره معروف است از آن عمر بن هبيره بود . اين ملك را يزيد بن عبد الملك پس از ضبط اموال يزيد بن مهلب و برادران و فرزندانش به عمر واگذار كرد . پيش از آن به مغيرة بن مهلب تعلق داشت و در آن نهرى جارى بود كه زادان فروخ حفر كرده و به نام وى شهرت داشت . امروزه اين ملك از آن اولاد سفيان بن معاوية بن يزيد بن مهلب مىباشد . سفيان در باب آن به ابو العباس شكايت كرد و او آن را اقطاع وى قرار داد . آنگاه آل مهلب به مرافعه برخاستند و سفيان گفت كه ملك از آن مغيره بوده است . گفتند : درست است لكن مغيرة بن مهلب پيش از پدر خود وفات يافت و دخترش نيمى از ملك را به ارث برد كه همان ميراث مادرى تو است و باقى به پدرش باز مىگردد و به ورثهء او مىرسد . گفت : مغيره پسرى هم داشت . گفتند : تو را با پسر مغيره چه كار است ، تو از
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 513 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل