وى ارث نمىبرى . او خال تو است . لكن سفيان چيزى به ايشان نداد و اندازهء ملك هزار و پانصد جريب بود .
كوسجان به عبد الله بن عمرو ثقفى كوسه منسوب است . مدائنى گويد : كوسجان از آن ابو بكره بود و برادرش نافع در باب آن به روى مرافعه كرد و هر دو به آن ملك رفتند و هر يك مدعى مالكيت بودند .
عبد الله بن عمرو كوسه نيز برفت و به آن دو گفت : مىبينم كه با يك ديگر مرافعه داريد . مرا به حكميت برگزينيد . آن دو وى را حكم كردند و او گفت : داورى من اين است كه آن را از آن خود گردانيدم .
آن دو ، ملك را به وى تسليم داشتند . هم او گويد كه به قولى كوسجان دسترسى به آب نداشت و عبد الله به ابو بكره و نافع گفت : راه آبى به اندازهء يك پرش به من بدهيد و آن دو خواستهاش را اجابت كردند . گويند كه وى سى ذراع پرش كرد .
گويند : در فرات زمينهائى بود كه صاحبانش با حفظ مالكيت آنها به هنگام آمدن مسلمانان اسلام آوردند ، و زمينهاى ديگرى نيز هست كه از طريق هبه و ساير موجبات تملك از دست ايشان خارج شد و به ملكيت جمعى از مسلمانان درآمد و مشمول عشر قرار گرفت حال آنكه قبلا جزء اراضى خراجى بود . حجاج اين املاك را دوباره مشمول خراج قرار داد و سپس عمر بن عبد العزيز آنها را به شمول صدقه باز گردانيد و مجددا عمر بن هبيره آنها را تابع خراج ساخت و چون هشام بن عبد الملك به خلافت رسيد قسمتى از آن املاك را مشمول صدقات كرد و بعد مهدى همهء آنها را تابع صدقات قرار داد . گويد : جعفران از آن ام جعفر دختر مجزاة بن ثور سد و سى زن اسلم بود كه اسلمان به وى تعلق داشت .
قحذمى از ارقم بن ابراهيم روايت كرد كه گفت : حسان نبطى را ديدم كه عبد الاعلى بن عبد الله همراه اوست و بر سر پل دستور مىدهد كه از حد نهر فيض هر چه هست براى اولاد هشام بن
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٥١٤