تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
آنان ممانعت كرد و پراكنده‌شان ساخت و سوار بن عبد الله تميمى عنزى و داود بن ابى هند آزاد كردهء بنو بشير و سعيد بن ابى عروبه را سوى منصور گسيل داشت . نام ابو عروبه بهران بود . آنان تصوير بطيحه را همراه داشتند و نزد منصور رفته به وى گفتند كه مردم از شور شدن آب بصره هراس دارند . منصور گفت : تصور نمىكنم چنان باشد كه شما مىپنداريد و بفرمود تا دست نگاه دارند و خود به بصره رفت و دستور داد تا سبيطيه را احياء كنند و چنين شد . در اين ملك بيشه‌زارى بود از آن مردى از دهقانان كه او را سبيط مىخواندند . وكيل منصور كه مباشرت كار آن ديه و احياء آن را بر عهده داشت قسمتى از بهاى بيشه‌زار را نپرداخت و سبيط را بزد . سبيط به دربار منصور رفت و آنقدر در آنجا براى مطالبهء باقى بها بماند و به طرح اختلاف با ديوان خليفه پرداخت تا بمرد و آن ديه به سبب بيشه‌زار وى به نام او منسوب شد و آن را سبيطيه گفتند . گويند : پل قره در بصره به قرة بن حيان باهلى منسوب است و در نزديكى آن نهرى قديم بود كه مادر عبد الله بن عامر آن را بخريد و به عنوان مغيض « 1 » خير اهل بصره كرد . عبد الله بن عامر نيز سوق را خريد و تصدق كرد . گويند عبيد الله بن زياد روزى كه خبر مرگ يزيد بن معاويه رسيد بر نهر ام عبد الله عبور كرد و نخلى را بديد و بفرمود تا آن را بركنند و حمام حمران بن ابان را نيز خراب كرد . امروزه در محل آن حمام شيره درست مىكنند . گويند : مسجد حامره به جماعتى از عجمان منسوب است كه به يمامه رفتند و سپس سوار بر خر به بصره آمدند و جلوى اين مسجد منزل گرفتند . كسانى گويند كه هم ايشان اين مسجد را بنا كردند
هامش
( 1 ) . از معانى اين واژه محل ورود و جريان فاضلاب است .