تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
گويند : چون عبد الله بن عمر بن عبد العزيز به عنوان عامل يزيد بن وليد به عراق آمد ، اهل بصره نزد وى رفته از شورى آب خود شكايت كردند و دو شيشه نزد او بردند كه در يكى آب بصره و ديگرى آب بطيحه بود و او بديد كه ميان آن دو فرق است . پس گفتند : اگر نهرى براى ما حفر كنى خواهيم توانست از اين آب شيرين بنوشيم . عبد الله در اين باب به يزيد بنوشت و يزيد پاسخ داد كه اگر مخارج اين نهر به اندازهء خراج عراق كه به دست ما مىرسد باشد هزينه‌اش را بپرداز . پس او نهر معروف به نهر ابن عمر را بكند . روزى مردى در مجلس ابن عمر گفت : به خدا كه من مخارج اين نهر را سيصد هزار يا بيش از آن برآورد مىكنم . ابن عمر گفت اگر تا ميزان خراج عراق هم باشد بر آن صرف خواهم كرد . گويند : واليان و اشراف بصره آب شيرين از دجله مىآوردند و آب انبارهائى حفر كرده بودند . حجاج آب انبار معروفى در بصره داشت كه آب باران در آن جمع مىشد . ابن عامر و زياد و ابن زياد آب انبارهائى داشتند كه مردم نيز از آنها استفاده مىكردند . گويند : منصور بار اول كه به بصره آمد قصر خود را نزديك حبس اكبر بنا كرد و آن به سال صد و چهل و دو بود و در سفر دوم خود مصلائى را كه در بصره است بساخت . قحذمى گويد : حبس اكبر مربوط به دوران اسلامى است . گويند : محمد بن سليمان بن على ديه خويش را بر آب انبارهائى كه در بصره ساخته بود وقف كرد تا درآمد آن براى هزينهء دولابها و اشتران آبكش و مصالح آنها صرف شود . روح بن عبد المؤمن از عم خود ابو هشام و او از پدر خويش روايت كرد كه اهل بصره نزد پسر عمر بن عبد العزيز در واسط رفتند و از وى خواستند نهرى بر ايشان حفر كند و او نهر ابن عمر را براى ايشان بكند . آبى كه مىآمد قليل و اندك بود و بيشتر آب