تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
است كه اين قول عتبيان است . و الله اعلم . و اما ارميه شهرى است كهن كه به زعم مجوسان زردشت بزرگ ايشان از آن شهر برخاسته است . صدقة بن على بن صدقة بن دينار مولاى قوم ازد با اهل ارميه بجنگيد و به آن شهر وارد شد و بر آن استيلاء يافت و خود و برادرانش در آن قصرهائى بساختند . اما تبريز . رواد ازدى و سپس و جناء بن رواد به اين شهر وارد شدند . و جناء و برادرانش در آنجا بنايى بساختند . وى بر شهر حصارى كشيد و همراهان وى در آن بلد منزل گزيدند . اما ميانج و خلباثا . در اين دو بلد همدانيان منزل گرفتند و عبد الله بن جعفر همدانى محلهء خود را در ميانج بساخت و حكومت در آنجا منبرى به پاى كرد . اما كورهء برزه از آن طايفهء اود بود و مدينهء آن به مردى از همين طايفه تعلق داشت . وى مردمان را در آنجا جمع كرد و حصنى بر آن شهر بساخت . در سال دويست و سى و دو على رغم آن مرد اودى منبرى در آن بلد برپا شد . اما نرير قريه‌يى بود و در آن كاخى قديمى و مخروب وجود داشت . مر بن عمرو موصلى طائى در آنجا منزل گزيد و در آن بنايى بساخت و اولاد خويش را در آنجا مقيم كرد . سپس فرزندان وى در آن قريه قصرهائى ساختند و آن را به گونهء شهر درآوردند و بازار جابروان را مرمت كردند و وسعت دادند . آن بلد از سوى حكومت خاص ايشان شد چنان كه مستقل از والى اذربيجان بر آن ولايت داشتند . اما سراة . در آن جماعتى از قوم كنده مىزيند . يكى از ايشان مرا گفت وى از اولاد كسانى است كه با اشعث بن قيس كندى همراه بودند .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 464 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل