مردم الحديثهء انبار با ايشان بودند و آنان در آنجا مسجدى ساختند و نامش را شهر حديثه نهادند .
گويند كه عتبة بن فرقد طيرهان و تكريت را بگشود و اهل دژ تكريت را بر جانها و اموالشان امان داد و به كورهء با جرمى و سپس به شهر زور رفت . شيخى از مردم تكريت مرا گفت كه اهل تكريت امان نامهيى داشتند و شرايطى به نفع ايشان منظور شده بود كه جرشى با ويران كردن قراى موصل به نام نرساباد و هاعله و توابع آن شرايط امان نامه را نقض كرد . به زعم هيثم بن عدى عياض بن غنم پس از فتح بلد به موصل آمد و يكى از دو دژ آن را فتح كرد .
و الله اعلم .
شهر زور و صامغان و دراباذ
اسحاق بن سليمان شهرزورى از پدر خويش و او از محمد بن مروان و او از كلبى و او از يكى از فرزندان عزرهء بجلى روايت كرد كه عزرة بن قيس كوشيد تا شهر زور را فتح كند و آن زمانى بود كه در خلافت عمر بر حلوان ولايت داشت . لكن از عهده برنيامد و عتبة بن فرقد به جنگ آن بلد رفت و آن را پس از جنگيدن به صلحى همانند صلح حلوان بگشود . در آنجا كژدمها مردانى از مسلمانان را نيش زده بكشتند .
اسحاق از پدرش و او از مشايخشان روايت كرد كه اهل صامغان و درآباذ با عتبه صلح كردند بر اين قرار كه جزيه و خراج ادا كنند و كسى از ايشان كشته نشود و آنان را به بردگى نبرند و از پيروى طريقهيى كه بر آنند ممنوع نگردند .
ابو رجاء حلوانى به نقل از پدر خويش و او از مشايخ شهر زور