مدائنى از على بن مجاهد و او از محمد بن اسحاق و او از زهرى روايت كرد كه چون خداوند مشركان را در نهاوند منهزم ساخت مردمان به شهرهاى خود باز گشتند و اهل كوفه با حذيفه باقى ماندند و او به غزاى اذربيجان رفت و اهل آن بلد با وى به يكصد هزار صلح كردند .
مدائنى از على بن مجاهد و او از عاصم احول و او از ابو عثمان نهدى حكايت كرد كه عمر حذيفه را از اذربيجان معزول داشت و عتبة بن فرقد سلمى را به جاى او گمارد . عتبه حلواى خرما در كرباس پيچيد و براى عمر فرستاد . چون حلوا را پيش عمر آوردند گفت :
اين پول است ؟ گفتند : نه . گفت : پس چيست . گفتند : هديهيى است كه فرستاده است . بر آن نظرى افكند و گفت : نزد وى بازش گردانيد و به او نوشت اى پسر ام عتبه تو حلوا مىخورى بىآنكه از دسترنج خود يا پدرت آن را به دست آورده باشى . عتبه گفت : از اذربيجان نزد عمر رفتم و ديدم كه ماهيچهء اشترى پيش روى نهاده است .
مدائنى از عبد الله بن قاسم و او از فروة بن لقيط روايت كرد كه چون عثمان بن عفان زمام امور را به كف گرفت وليد بن عقبة بن ابى معيط را به عامليت گمارد و عتبه را از اذربيجان عزل كرد . اهل آن ديار سر از طاعت بپيچيدند و وليد به سال بيست و پنج با ايشان بجنگيد . عبد الله بن شبل احمسى بر مقدمهء سپاه قرار داشت . و بر اهل موقان و ببر و طيلسان يورش برد و غنيمت و بردگان گرفت . اهل كورههاى اذربيجان طلب صلح كردند و او به صلحى همانند صلح حذيفه با آنان مصالحه كرد . ابن كلبى گويد :
على بن ابى طالب رضى الله عنه سعيد بن ساريه خزاعى و سپس اشعث بن قيس كندى را بر اذربيجان ولايت داد .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٥٩