تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
ساترودان نشوند و بويژه مردم شيز از رقصيدن در عيدهاى خود و انجام مراسمى كه به جا مىآورند ممنوع نگردند . وى سپس به غزاى موقان و جيلان رفت و با آنان مصاف داد و به قرار پرداخت خراج با ايشان صلح كرد . گويند : سپس عمر حذيفه را عزل كرد و عتبة بن فرقد سلمى را بر اذربيجان ولايت داد . وى از موصل و به قولى از شهرزور ، و از دشتى كه امروزه به نام معاوية الاودى معروف است به اذربيجان آمد و چون به اردبيل رسيد مردم شهر را بر عهد خود باقى ديد . برخى نواحى از فرمان سرپيچيدند كه با آنها بجنگيد و ظفر يافت و غنائم گرفت . عمرو بن عتبهء زاهد همراه وى بود . واقدى در روايت خويش از راويان حكايت كرد كه مغيرة بن شعبه به سال بيست و دو از كوفه به غزاى اذربيجان رفت و به آنجا رسيد و آن خطه را به عنوه بگشود و بر آن خراج وضع كرد . ابن كلبى از ابو مخنف روايت كرد كه مغيره در سال بيست براى غزا به اذربيجان رفت و آن را بگشود . سپس اهل آن بلد سر از طاعت بپيچيدند و اشعث بن قيس كندى با ايشان بجنگيد و دژ باجروان را بگشود و به صلحى همانند صلح مغيره با آنان مصالحه كرد و صلح اشعث تاكنون بر جاى مانده است . ابو مخنف لوط بن يحيى مىگفت كه عمر ، سعد و سپس مغيره را ولايت داد و باز سعد را به آن سمت باز گردانيد و در سالى كه وفات وى رخ‌داد سعد و ساير امراى شهرها را به مدينه فرا خواند و سعد به اين سبب در شورى حضور يافت . عمر وصيت كرد كه جانشين وى او را بر سر كارش باز گرداند . ديگران گويند كه هنگام مرگ عمر مغيره از سوى او بر كوفه ولايت داشت و عمر وصيت كرد كه سعد به ولايت كوفه و ابو موسى به ولايت بصره گمارده شود . عثمان آن دو را به اين مقامها منصوب و سپس عزلشان كرد .