در رى بنويسد و چون به ساوه رسيد بمرد و در آنجا دفن شد .
قم « 1 » و كاشان و اصبهان
گويند : چون ابو موسى عبد الله بن قيس اشعرى از نهاوند بازگشت به اهواز رفت و تمامى آن را سير كرد و سپس به قم آمد و ايامى بر آن شهر بايستاد و آن را بگشود و احنف بن قيس را كه نامش ضحاك بن قيس تميمى بود به كاشان فرستاد و او آن شهر را به عنوه بگشود و به ابو موسى ملحق شد . عمر بن خطاب عبد الله بن بديل بن ورقاء خزاعى را در سال بيست و سه به اصبهان فرستاد ، و به قولى عمر به ابو موسى اشعرى نامهيى نوشت و بفرمود تا او را با سپاهى به اصبهان گسيل دارد و او چنان كرد و عبد الله بن بديل جى را پس از نبرد به صلح بگشود بر اين قرار كه مردمش خراج و جزيه بپردازند و بر جانها و اموال خويش جز سلاحى كه در دست دارند ايمن باشند . عبد الله بن بديل احنف بن قيس را كه در سپاه وى بود به يهوديه فرستاد و اهل آن بلد به صلحى همانند صلح جى با وى مصالحه كردند . ابن بديل بر تمامى ارض اصبهان و توابع آن چيره شد و تا يك سال پس از خلافت عثمان عامل آن بلد بود . سپس عثمان سائب بن اقرع را والى اصبهان كرد .
محمد بن سعد مولاى بنو هاشم از موسى بن اسماعيل و او از سليمان بن مسلم و او از خال خود بشير بن ابى اميه روايت كرد كه اشعرى بر اصبهان نزول كرد و بر ايشان اسلام عرضه داشت . لكن اباء كردند پس جزيه پيشنهاد كرد و آنان بر اين قرار با وى
هامش
( 1 ) . در متن اصلى ، قم با تشديد ثبت شده است .