امير المؤمنين بود و آزاد كردهء او سليمان بن قيراط صاحب صحراى قيراط در مدينة السلام بر اين كار منصوب شده بود . وى در اين كار شريكى به نام سلام طيفورى نيز داشت . طيفور بردهء ابو جعفر منصور بود و او را به مهدى بخشيده بود . چون در خلافت مهدى راهزنان و مفسدان بسيار پديد آمده در جبل پراكنده شدند ، اين ناحيه را پناهگاه و مقر خويش قرار دادند و راهزنى كرده به آنجا پناه مىبردند و از آنان مؤاخذهيى نمىشد زيرا كه آن موضع در مرز همدان و دينور و اذربيجان قرار داشت . سليمان بن قيراط و شريكش خبر ايشان را به مهدى نوشتند و از تعرض آنان نسبت به ستوران و گوسفندانى كه در اختيار داشتند به وى شكايت بردند . مهدى سپاه عظيمى را سوى ايشان فرستاد و به سليمان و سلام نامهيى نوشت و بفرمود تا مدينهيى بنا كنند و خود و ياران و چوپانانشان در آنجا مأوى گيرند و ستوران و اغنام را به منظور دست نيافتن كسانى كه بيم تجاوزشان مىرود در آن مكان محفوظ دارند . پس مدينهء سىسر را بنا كردند و آن را مستحكم ساختند و مردمان را در آنجا سكونت دادند و رستاق ما ينهرج از توابع دينور و رستاق جوذمه از توابع اذربيجان جزء كورهء برزه و رسطف و خابنجر را به آن منضم كردند و با اين رستاقها سىسر به صورت كورهاى درآمد و عامل جداگانهيى برايش تعيين شد كه خراج را به او مىپرداختند .
در خلافت رشيد بر شمار راهزنان افزوده شد و سىسر را ويران كردند و او بفرمود تا آن بلد را مرمت كرده بر آن حصنى بسازند و هزار مرد از ياران خاقان الخادم سغدى را بر آنجا بگمارد كه جماعتى از اولاد ايشان در آن بلد زيست مىكنند . در اواخر ايام رشيد مرة بن ابى مرة الردينى عجلى به عامليت سىسر فرستاده شد . عثمان اودى كوشيد تا بر آن ناحيه غالب شود ولى
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٣٧