مىشد منزل گزيدند . اين جماعت ثروتمند شدند و املاكى به دست آوردند . ادريس بن معقل بر يكى از تجار كه مالى بر عهدهء وى داشت حمله برد و او را خفه كرد و به قولى خفه كرد و سپس مال خود را بگرفت . وى را به كوفه بردند و در آنجا به زندان افكندند و آن در زمان ولايت يوسف بن عمر ثقفى بر عراق در عهد خلافت هشام بن عبد الملك بود . سپس عيسى بن ادريس به كرج رفت و بر آن غلبه كرد و قلعهء آن را كه دژى كهنه بود بساخت و حال ابو دلف قاسم بن عيسى به قوت گرائيد و منزلتى عظيم نزد حكومت بيافت و آن دژ را بزرگتر كرد و كرج را به گونهء شهر درآورد و آن را كرج ابو دلف خواندند . امروزه كرج شهرى از شهرهاى بزرگ است .
مأمون على بن هشام مروزى را به قم فرستاد . اهل قم عصيان كرده سر به مخالفت برداشته بودند و از دادن خراج امتناع مىكردند .
پس وى را بفرمود تا با آنان به جنگ پردازد و سپاهيانى را براى كمك او گسيل داشت . او چنان كرد و رئيس ايشان را كه يحيى بن عمران بود بكشت و باروى شهرشان را ويران و با خاك يكسان كرد و هفت هزار هزار و اندى درهم از آنان خراج بستاند . اهل قم پيش از آن نسبت به دو هزار هزار درهم به تظلم آمده بودند .
آنان در خلافت ابو عبد الله المعتز فرزند المتوكل نيز سر از فرمان بتافتند . وى موسى بن بغا عامل خود بر جبل را سوى ايشان فرستاد تا با طالبيان كه در طبرستان ظهور كرده بودند بجنگد . شهر به عنوه گشوده شد و جمعى كثير از اهل آن كشته شدند . المعتز بنوشت تا جماعتى از بزرگان شهر را نزد وى فرستند .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 442
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٤٢