تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
محمد بن عقبة بن مصرم ضبى از پدرش و او از سيف بن عمر تميمى و او از شيوخ اهل كوفه حكايت كرد كه چون مسلمانان در جبال به نبرد پرداختند از قلهء شرقى كه آن را سن سميره مىخوانند عبور كردند . سميره نام زنى از طايفه ضبة ، از عشيرهء معاوية بن كعب بن ثعلبة بن ضبه بود كه از جملهء مهاجران به شمار مىرفت و او دندانى داشت و از همين رو آن قله را سن سميره خواندند « 1 » . ابن هشام كلبى گويد كه پلهاى نعمان به نعمان بن عمرو بن مقرن مزنى منسوب است . او در كنار آن پلها كه از قديم بر پا بود لشكرگاه خود را داير ساخت . عباس بن هشام كلبى از پدر خويش و او از عوانه حكايت كرد كه كثير بن شهاب بن حصين بن ذى الغصهء حارثى از هواداران عثمان بود و با على بن ابى طالب درافتاد و مردم را از پيوستن به حسين باز مىداشت . وى اندكى پيش از خروج مختار بن ابى عبيد و يا در آغاز كار او بمرد . مختار بن ابى عبيد در سجعى راجع به وى گويد : اما سوگند به خداوند ابرها ، كه كيفر به سختى دهد ، و حساب به زودى گيرد ، و نازل كنندهء كتاب است ، كه من قبر كثير بن شهاب آن مفترى كذاب را نبش همىكنم . وى مدتى از سوى معاويه و نيز از سوى زياد و مغيرة بن شعبه عاملان معاويه به ولايت رى و دستبى رسيد . سپس معاويه بر وى قهر كرد و او را در دمشق به زندان افكند و مضروب ساخت تا آنكه شريح بن هانى مرادى به وساطت كار وى نزد معاويه رفت و او را خلاص كرد . يزيد بن معاويه از هواداريهاى وى و پيروى او از خواسته‌هاى خويش
هامش
( 1 ) . سن به معنى دندان است . يكى از دندانهاى سميره برجسته بوده و جلوتر از ساير دندانهايش قرار داشته است . مردم آن قله را به دندانهاى او تشبيه كرده و سن سميره ناميده‌اند ( ياقوت : معجم البلدان )
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 434 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل