تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
خرسند بود و به عبيد الله بن زياد بنوشت تا او را بر ماسبذان و مهرجان‌قذف و حلوان و ماهان « 1 » ولايت دهد و املاكى را در جبل اقطاع وى قرار داد و او قصر خود را كه به قصر كثير معروف است و در ناحيه دينور قرار دارد بساخت . زهرة بن حارث بن منصور بن قيس بن كثير بن شهاب در ماسبذان املاكى به دست آورد . يكى از فرزندان خشرم بن مالك بن هبيرهء اسدى مرا حكايت كرد كه خشرميان نخستين بار در روزهاى آخر كار بنو اميه به ماسبذان آمدند . نياى ايشان از كوفه به آن بلد كوچ كرد . عمرى به نقل از هيثم بن عدى با من حكايت كرد كه زياد در سفر بود و كمر قبايش پاره شد . كثير بن شهاب سوزنى را كه بر كلاه خود زده بود و نخى را كه همراه داشت به در آورد و آن را بدوخت . زياد به وى گفت : تو مردى صاحب حزمى و چون توئى را عبث نگذارند . پس او را بر برخى از نواحى جبال ولايت داد .

فتح همدان

گويند مغيرة بن شعبه كه پس از عزل عمار بن ياسر از سوى عمر بن خطاب به عامليت كوفه گمارده شده بود ، جرير بن عبد الله بجلى را به همدان فرستاد و آن در سال بيست و سه بود . اهل همدان به مقاتله و دفاع از شهر پرداختند . تيرى به چشم جرير خورد و گفت : آن را به حساب خداوند دادم كه چهرهء مرا بدان مزين كرد و هر چه خواست او بود بر من روشن شد . اكنون نيز در راه خويش همان را از من باز گرفت . سپس همدان را به صلحى همانند صلح
هامش
( 1 ) . نهاوند و دينور