تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
بر قصر خود بنهاد « 1 » و دور آن پرچينى از نى بكشيد . عمر بن خطاب ، محمد بن مسلمهء انصارى را فرستاد و او آن در و پرچين را آتش زد و سعد را در مساجد كوفه اقامه كرد « 2 » . لكن جز خوبى چيزى دربارهء او گفته نشد . عباس بن وليد نرسى و ابراهيم علاف بصرى از ابو عوانه و او از عبد الملك بن عمير و او از جابر بن سمره روايت كردند كه اهل كوفه از سعد بن ابى وقاص نزد عمر سعايت كردند و گفتند كه او نماز را خوب نمىخواند . سعد گفت : من نماز رسول الله ( ص ) را با آنان مىخوانم و از آن منحرف نمىشوم . دو تاى نخستين را به ركد « 3 » و دو تاى آخرين را به حذف « 3 » برگزار مىكنم . عمر گفت : از تو گمان چنين مىرود اى ابو اسحاق . عمر كسانى را فرستاد تا دربارهء او در كوفه سؤال كنند . آنان به هيچ مسجدى از مساجد نرفتند ، مگر آنكه از وى به خير ياد و به نيكى ثنا كردند تا به مسجدى از مساجد بنى عبس رسيدند . مردى از آن قوم به نام ابو سعده گفت : اگر از ما پرسيد ، گوييم كه به مساوات تقسيم نمىكند و در دعاوى عدالت روا نمىدارد . وى گويد كه سعد گفت : خداوندا ، اگر او
هامش
( 1 ) . در ناسخ التواريخ نقل شده است كه سعد وقاص در كوفه كوشكى براى خود بنيان كرد ، به نشان كوشك كسرى كه در مداين ديدار كرده بود و آن در كه بر كوشك كسرى بود برگرفت و از مداين به كوفه آورد و بر در كوشك خود نصب كرد . لشكريان نيز كردار او را استوار داشتند و درهاى فراوان از مداين به كوفه آوردند و بر در سراهاى خويش نهادند . ( 2 ) . يعنى وى را در مساجد شهر بر مردمان عرضه كرد تا هر كه شكايتى از او دارد ، بيان كند . ( 3 ) . حذف به معنى سريع خواندن و ترك طمأنينه و تطويل در نماز و ركد خلاف آن است .