« چه خوش است امارت هر چند بر سنگ باشد » . اثرم به نقل از ابو عبيده گويد : اين مثل از آن رو گفته شد كه حجاج بن عتيك ثقفى يا پسرش كار قطع سنگ از كوهستان اهواز براى مسجد بصره را بر عهده گرفت و مالى به چنگ آورد و مردم گفتند : چه خوش است امارت هر چند كه بر سنگ باشد . ابو عبيده گويد : آمدن به كوفه در سال هجده انجام شد و گويد كه زياد در مسجد كوفه مقصوره ساخت و خالد بن عبد الله قسرى آن را تجديد كرد .
حفص بن عمر عمرى از هيثم بن عدى طائى نقل كرد كه مسلمانان در مدائن بماندند و زمينهايى به خود اختصاص دادند و در آن مسجدها بنا كردند . ولى مسلمانان آب و هواى شهر را ناسازگار و بيمارىزا يافتند و سعد بن ابى وقاص در اين باره به عمر بنوشت .
عمر پاسخ داد آنان را در جايى سمت غرب سكونت ده . سعد ، كويفهء ابن عمر را برگزيد . مسلمانان به آن نظرى افكندند و چون آب گردش را فرا گرفته بود خارج شدند و به موضع كوفهء امروزى آمدند و به الظهر رسيدند كه آن را خد العذراء مىناميدند ، و در آن ، شب بوى دشتى و اقحوان و درمنه و مشك چوپان و شقايق روييده بود . پس آن را برگزيدند .
شيخى از اهل كوفه مرا گفت كه بين كوفه و حيره را ملطاط مىگفتند ، و خانهء عبد الملك بن عمير خاص ميهمانان بود . عمر دستور داده بود خانهيى را براى كسانى كه از اطراف مىآيند ، منظور دارند . پس در آن خانه منزل مىگزيدند .
عباس بن هشام كلبى از پدر خويش و او از ابو مخنف و او از محمد بن اسحاق حكايت كرد كه سعد بن ابى وقاص در چوبين نيكويى
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٣٩٥